تبليغاتX
hazady

hazady

5

آشنایی با اختلالات اضطرابی دانش‏آموزان و راه‏های مقابله با آن در مدرسه

 

آشنایی با اختلالات اضطرابی دانش‏آموزان و راه‏های مقابله با آن در مدرسه

مقدمه:

   رشد هیجانی برای همه‏ی انسان‏ها یک چالش به‏شمار می‏رود. کودک درزمانی کمتر از یک دهه، از حالت درک هیجانی محدود، به فردی تبدیل می‏شود که از لحاظ هیجانی پیچیده است. با افزایش سن، تعداد و پیچیدگی تجارب هیجانی و نیز مطالبات برای تعدیل تظاهرات هیجانی افزایش می‏یابد.

تعجب‏آور نیست که بعضی از کودکان درگیر این چالش‏ها می‏شوند و اختلالات هیجانی را تجربه می‏کنند. یکی از انواع اختلالات هیجانی اختلال اضطرابی است که می‏تواند در صورت مزمن شدن موجب بروز مشکلاتی در زندگی بزرگسالی شود (کندال، 2003). اضطراب امتحان یکی از شایع‏ترین اختلالات اضطرابی است که دانش‏آموزان به آن مبتلا هستند به‏طور کلی کمتر کسی است که در طول دوران تحصیل خود حالت‏های اضطرابی را تجربه نکرده باشد و یا با آن آشنا نباشد. دانش‏آموزان کم‏وبیش با این حالت‏ها دست به گریبان هستند جهت آشنایی بیشتر با علائم_ سبب‏شناسی و راهبردهای مقابله‏ای با آن به این موضوع خواهیم پرداخت.

 

نشانه‏شناسی:

   به‏طورکلی بروز اضطراب دارای 3 مؤلفه اصلی است: (مانیس و اولندیک، 2005)

1.‏ مؤلفه‏ی جسمی ( آن‏چه فرد در بدن خود احساس می‏کند ) مانند: ضربان سریع قلب، تنگی نفس، گیجی، خشکی دهان، تهوع یا اسهال.

2. مؤلفه‏ی شناختی ( آن‏چه فرد راجع به آن فکر می‏کند ) مانند: اگر از عهده‏ی امتحان برنیایم، اگر سؤالات سخت باشد، اگر سر امتحان حالم بد شود و...

3. مؤلفه‏ی رفتاری ( آن‏چه‏که فرد انجام می‏دهد ) مانند: نداشتن تمرکز در جلسه‏ی امتحان، عدم توانایی در پاسخ دادن به سؤالات امتحان، ترک جلسه‏ی امتحان.

هریک از این مؤلفه‏ها نقش مهمی در شروع و تداوم دوران اضطراب ایفا می‏کنند. و دانش‏آموزان این مؤلفه‏ها را بسته به ماهیت اضطرابشان به‏صورت تصادفی تجربه می‏کنند.

 

سبب‏شناسی:

*‏ نداشتن آمادگی کافی برای امتحان

* وجود رقابت درسی زیاد بین دانش‏آموزان

* سخت‏گیری بیش از حد خانواده

* ترساندن کودک از امتحان به‏وسیله‏ی خانواده و یا اولیاء مدرسه

* بعضی مسایل و مشکلات روانی مثل وسواس

* فشار وارده از دیگران بر دانش‏آموز یا از فرد به خود

* چگونگی ارزیابی خود

* نحوه‏ی زندگی در گذشته و آینده

* چگونگی روبه‏رو شدن با شکست یا موفقیت

* تفکر و تصور بدبینانه

* نداشتن نحوه‏ی یادگیری مؤثر و مفید مطالب موردنظر

* روحیه‏ی رقابتی سالم یا ناسالم

* افکار، احساسات، تصورات، نظرات و حالات شخصی درباره‏ی خود و انتخاب محل تحصیل

* ترس از شکست

* قبول این نظریه که «من آدم لایق و شایسته‏ای نیستم». (علیخانی، 1383)

* صفات مزاجی کودک: کودکانی که مزاج «شورا» دارند یا در «گرم‏شدن‏کند هستند» برای ابتلا به حالات اضطرابی‏  مستعدترند.

*رفتار و نگرش پدر و مادر: نگرانی مفرط و درگیر شدن افراطی والدین با کودک، ایجاد اضطراب ووابستگی شدید درکودک‏ کرده و سطح اضطراب را در بسیاری از موقعیت‏ها بالا می‏برد (هور، 1996)

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم تیر 1389ساعت 3:12  توسط malia sadt  | 

الگوی تدریس بارش مغزی

الگوی تدریس بارش مغزی

روش بارش مغزی هم از سوی متخصصان آموزش و پرورش و هم از سوی متخصصان آموزش خلاقيت به عنوان روش تدريس حل خلاق مسائل معرفی شده است و يافته های پژوهشی زيادی اثرگذاری آن را بر روی پرورش مهارت های حل مساله دانش آموزان به اثبات رسانده اند.

آموزش دادن دانش آموزان با روش بارش مغزی حل مساله را به نحو خلاقانه ای در آنان بالا می برد. " روش بارش مغزی می تواند به عنوان وسيله ای برای يادآوری مفاهيم و اصول مورد نياز برای حل مساله به ياد گيرندگان کمک می کند. " ( علی اکبر، سي،، ص 551-552 ) بارش مغزی در تدريس و يادگيری کارکردهای مفيدی نشان می دهد و به تسهيل برقراری ارتباط بين راه حل ها و ايده ها می انجامد. در گروههای بارش مغزی، مشارکت اعتلا می يابد، انتقاد و ايرادگيری کاهش می يابد، حمايت اجتماعی افزوده می شود و توانايی دانش آموزان برای " انتقال " اطلاعات برای حل مساله تعيين شده، افزايش و بهبود می يابد. يعنی دانش آموز به راحتی می تواند اطلاعات ذخيره شده در حافظه بلند مدت خود را بازيابی کرده و برای حل مساله به کار گيرد. روش تدريس بارش مغزی در عمل به تفکر واگرا و حل مساله خلاق ياری می رساند. اين روش اعتماد به نفس فراگيران را افزايش داده و باعث می شود تا فراگيران به يک خودباوری مثبتی نايل شوند. خودباوری احتمالا" اثرگذارترين حالت بر تمام رفتارهای انسانی است. با اطمينان می توان گفت بدون خودباوری و بدون داشتن اعتماد به نفس و شناخت کافی از خود و بدون باور کردن توانايی هايمان برای انجام عملی خاص نمی توانيم آن عمل را چه عملکرد عاطفی باشد و چه شناختی، با موفقيت به انجام برسانيم. ( " اچ داگلاس براون "  اصول يادگيری و آموزش زبان / ص 149 ) همچنين کلاس درس از حالت تکراری بودن خارج می شود و تنوع و رفع خستگی و ايجاد شادی و نشاط را به دنبال دارد. ضمنا" برای ايجاد اين گونه فضا در محيط کلاس نياز به کمی صبر و حوصله و تحمل سروصداست که البته می توان فضا را هم عوض کرد، نمازخانه و يا کتابخانه مدارس برای اين کار می تواند فضای خوبی باشد.

 

بارش مغزی  brain stroming

تکنيکی مبتنی بر مذاکره تحت عنوان ( brain stroming ) به معنای بارش مغزی وجود دارد؛ به اين صورت که همه افراد دور هم می نشينند و در مورد يک موضوع، به بحث و مناظره می پردازند و هر فرد، موردی و يا راه حلی به ذهنش رسيد به جمع مطرح می کند. همه می توانند صحبت کنند. معلم که نقش هدايتگر جمع را به عهده دارد، همه مطالب و صحبتها را يادداشت می کند. به اين ترتيب با يک مشارکت گروهی و تلنبار کردن افکار روی هم در يک جمع می توان راه حلهايی برای مشکلات پيدا کرد. علاوه بر آن چون همه بايد در بحث شرکت کنند، خود موجب افزايش خلاقيت می شود.

لذا يک معلم در اين گونه جمع ها، در اين تکنيک بسيار حساس است. چرا که دانش آموزان می خواهند بدانند معلم بسيار با درايت عمل می کند.

موضوعات قابل طرح در اين تکنيک می تواند هر موضوعی که به نظر شاگردان جالب به نظر می رسد، حتی در مورد معضلات اجتماعی مانند دفع درست زباله، صرفه جويی در آب و بسياری از مشکلات فردی و اجتماعی، اتفاقا" بسياری از اوقات، دانش آموزان راهکارهايی را ارائه  می دهند که ممکن است به فکر ديگر افراد جامعه نرسد؛ چرا که افکار ما اغلب قالب ريزی شده و يک سمت و سوی مشخصی پيدا کرده است. ولی ذهن آنها هنوز شفاف است و می تواند راههای جديدی را نشان دهد. (گفتگو با استاد يوسف کريمی استاد دانشگاه )

بارش مغزی يکی از شناخته شده ترين شيوه های برگزاری جلسات همفکری و مشاوره بوده و کاربرد جهانی دارد. اين روش دارای مزايا و ويژگيهای منحصر به فرد است. در واقع بسياری از تکنيکهای ديگر منشعب از اين روش است.

اين روش توسط الکس اسبورن در سال 1988 معرفی شد. در آن زمان بنياد فرهنگی اسبورن اين روش را در چندين شرکت تحقيقاتی، بازرگانی، علمی و فنی برای حل مشکلات و مسائل مديريت به کار گرفت. موفقيت اين روش در کمک به حل مسائل آن چنان بود که ظرف مدت کوتاهی به عنوان روشی کارآمد شناخته شد. فرهنگ لغت " وبستر" تعريف بارش مغزی را چنين بيان می دارد: تکنيک برگزاری يک کنفرانس که در آن سعی گروه بر اين است تا راه حل مشخصی را بيابد. در اين روش همه نظرات در جمع بندی مورد استفاده قرار می گيرند. روش بارش مغزی امروزه يکی از متداول ترين روشهای تصميم گيری گروهی بوده و موجب گسترش و تحول بسياری از روشهای مرتبط و مشابه شده است. دانشمندان زيادی از جمله اسبورن، کال و همکاران، بوچارد، گچار و همکاران، دلبگ و همکاران، لوئس و نگاندی و سیج در کتابهای خود به اين روش پرداخته اند و برای ارتقاء آن کوشيده اند.

قواعد بارش مغزی :

اسبورن عنوان می دارد پيشنهاد ايجاد شده در ذهن يک فرد عادی در گروه، 2 برابر پيشنهاد ايجاد شده در حالت انفرادی است. در صورتی که قواعد و مقررات مشخصی برای جلسات بارش مغزی در نظر گرفته و رعايت شود، اين روش بسيار کارآمدتر خواهد شد. بارش مغزی بر دو اصل و چهار قاعده اساسی استوار است.

اصل اول مبتنی بر تنوع نظرات است. تنوع نظرات، آن بخش از مغز را که به خلاقيت مربوط است، فعالتر می کند تا بر تفکر قضاوتی                          ( THINKING JUDJMENTAL ) خود قايق آيد. تفکر قضاوتی در واقع به معنی ارزيابيها و نظرات تکميلی نسبت به مطلب مطرح شده است. به اين منظور بعد از آنکه تمامی پيشنهادها جمع آوری شد، بررسی و ارزيابی پيشنهادها صورت می گيرد.

اصل دوم کميت، فزاينده کيفيت است. يعنی هر چه تعداد پيشنهادها بيشتر شود، احتمال رسيدن به يک راه حل بهتر افزايش می يابد.

چهار قاعده اساسی بارش مغزی :

1.      انتقاد ممنوع: اين مهمترين قاعده است و با توجه به اين که در جريان بارش فکری افراد انديشه های غلط يا صحيح خود را ارائه   می دهند، هر گونه انتقاد يا اعتراض، روند فعاليت را کند می کند و فکر آنان را به جای تفکر در مورد موضوع مورد نظر، به سوی انتقاد و حتی واکنش در مقابل انتقاد سوق می دهد و چه بسا به مشاجره منتهی شود. ( منوچهر فضلی / راهنمای عملی روش مشارکتی/ صفحه 76 ) .

2.      اظهار نظر آزاد و بی واسطه:  اين قاعده برای جرأت بخشيدن به شرکت کنندگان برای ارائه پيشنهادهايی است که به ذهن آنها خطور می کند، بعبارت ديگر در يک جلسه بارش مغزی، تمام اعضا بايد جسارت و شهامت اظهار نظر را پيدا کرده باشند، بتوانند پيشنهاد و نظر خود را بيان کنند. هر چه پيشنهادها جسورانه تر باشد نشان دهنده اجرای موفق تر جلسه است، لذا قضاوت و ارزشيابی در مورد انديشه و فکر اعضا ممنوع است، زيرا که هم مقدار زيادی از وقت جلسه تلف شده و فکر اشخاص را منحرف ميکند. در نتيجه، فرصت تفکر و بارش فکری کاهش می يابد.

3.      تاکيد بر کميت : هر چه تعداد نظرات بيشتر باشد، احتمال وجود پيشنهادهای مفيد و کارسازتر در بين آنها بيشتر می شود. موفقيت اجرای روش بارش مغزی با تعداد پيشنهادهای مطرح شده در جلسه رابطه مستقيم دارد. در اين روش اين گونه عنوان ميشود که هر چه تعداد پيشنهاد بيشتر باشد، احتمال وجود طرح پيشنهاد کيفی بيشتر است.

4.      تلفيق و بهبود پيشنهادها : اعضا می توانند علاوه بر ارائه پيشنهاد، نسبت به بهبود پيشنهاد خود اقدام کنند. روش بارش مغزی اين امکان را به اعضاء می دهد که پس از شنيدن پيشنهادهای ديگران پيشنهاد اوليه بهبود داده شود. آنها همچنين می توانند پيشنهاد خود را با چند پيشنهاد ديگر تلفيق کرده و پيشنهاد بهتر و کاملتری را به دست آورند. .

نتايج تحقيقات پارس و ميدو در خصوص روش بارش مغزی را به صورت زير می توان خلاصه کرد:

1.      آموزش از طريق بارش مغزی، توانايی حل مساله را در افراد افزايش می دهد.

2.      روش بارش مغزی بيشتر از روش های مرسوم آموزشی ، به ايجاد عقايد و انديشه های آفريننده منجر می شود.

3.      کوشش برای جهت دادن هر چه بيشتر به پاسخ سئوالات طرح شده، به افزايش پاسخ های آفريننده می انجامد.

4.      دانش آموزانی که دوره های مربوط به حل مسائل به روش بارش مغزی را می گذرانند، در آزمون های آفرينندگی گيلوفورد نمره های بيشتری می گيرند، ( با نگاهی به کتاب بررسی استعداد همگانی/ ترجمه حسن قاسم زاده، تهران، بی تا 1371 نقل شده از کتاب راهنمای عملی روش های مشارکت فعال/ منوچهر فضلی خانی ) صفحه 77 مراحل روش بارش مغزی

مراحل روش بارش مغزی :

الف) خلاقيت و توليد انديشه

فعاليت افراد گروه در جلسه بارش فکری، با هدايت و راهنمايی مقدماتی مسئول جلسه شروع می شود. با اين نوع سازماندهی، افراد انديشه ها و نظريات خود را بيان می دارند و منشی تمام آنها را ثبت می کند.

رعايت قوانين برای اجرای اين قسمت ضروری است. در حقيقت، فعال ترين بخش اين روش، اجرا و کنترل همين جلسه خلاقيت است که شخص، انديشه ای توليد می کند و توليدات خود را در ضمن يک تفکر خلاق بيان می دارد.

راهبردهای مرحله اول :

1.      بيان و تقهيم موضوع جلسه به وسيله رئيس جلسه.

2.      اعلام وظايف اعضا، منشی و مشاهده کنندگان به وسيله رئيس جلسه .

3.       بيان قوانين جلسه به وسيله رئيس جلسه .

4.      شروع جلسه بارش مغزی و ارائه نظرات به صورت چرخشی و نوبتی.

5.      ثبت نظريات و آرای بيان شده در حين اجرای جلسه به وسيله منشی.

ب ) قضاوت و ارزشيابی :

پس از اين که مرحله توليد انديشه ها در مدت معينی صورت گرفت، طبيعی است که تعداد زيادی نظريه و طرح به دست می آيد. در مرحله دوم، اين مجموعه پالايش می شود و نظريات مشابه و نامناسب حذف خواهد شد، سپس مشاهده گران و اعضای اصلی جلسه بارش مغزی، اين نظريات را مورد بررسی و ارزشيابی قرار می دهند و در نهايت، تعدادی نظريه يا طرح بصورت پيشنهاد و دست آورد اصلی جلسه اعلام می شود، (منوچهر فضلی خانی/ راهنمای عملی روش های مشارکتی و فعال در فرآيند تدريس ).

مزايا و معايب :

با وجودی که روش بارش مغزی بسيار متداول است، ليکن تاکنون بطور خاص، در جهت روشن کردن بهترين شرايط اجرای اين روش، تحقيقات کافی صورت نگرفته است. مزايای اين روش عبارتند از :

1.      با توجه به اصل هم افزايی باعث می شود خلاقيت گروهی موثر از خلاقيت فردی عمل کند.

2.      با اين روش، در مدت زمان نسبتا" کوتاهی، شمار زيادی پيشنهاد حاصل می شود.

معايب و نقايص اين روش عبارتند از :

1.      ممکن است ايجاد شرايط برای اظهار نظر آزاد و بی واسطه دشوار باشد.

2.      گروه معمولا" تحت فشار اکثريت قرار گرفته و موجب می شود فرد با نظر اکثريت موافقت کند، حتی اگر قويا" احساس کند که نظر اکثريت اشتباه است.

3.      اکثر اوقات تمايل گروه بر حصول يک توافق است، تا دستيابی به پيشنهادهای متنوعی که به خوبی مورد بررسی قرار گرفته باشند. در واقع اين حرکت در حال حاضر به خاطر ساختار جلسات، بصورت عادت  درآمده است.

4.      هنگام بارش مغزی، اغلب افراد مواردی بديهی يا ايده آل را پيشنهاد می کنند و اين از تلاش آنها برای بحث بيشتر و در نتيجه ارائه پيشنهاد خلاق می کاهد.

5.      ماهيت تنوع گرای بار مغزی، خود به خود مسبب افزايش پيشنهادها می شود، ولی اصلاح و پالايش ساختاری پيشنهادها را در بر ندارند.

6.      اگر گروه از يک رئيس جلسه خوب و با تجربه برخوردار نباشد، ممکن است برخی از افراد جلسه را، بطور کامل تحت الشعاع خود قرار دهند. لذا رئيس جلسه بايد وقت را با توجه به تعداد شرکت کنندگان تنظيم کرده و از ابراز توضيحات اضافی توسط شرکت کنندگان بکاهد و فرصت را به نفر بعدی بدهد.

7.      اجرای موفقيت آميز اين روش مستلزم شناخت قبلی افراد از مساله است.

8.      در اين روش، بهبود مرحله به مرحله " تدريجی " پيشنهادها کمتر مشاهده می شود.

9.      گاهی اوقات اين روش، به مسائل نسبتا" ساده و پيش پا افتاده محدود شده و باعث می شود که روش ارائه شده برای حل مسائل کلی، پيچيده شده و کارآيی کافی را نداشته باشد. اينجا هم بايد مدير جلسه بطور صريح و واضح تذکر لازم را گوشزد کند و از      بحث های انحرافی افراد را بر حذر دارد.

10.  برای بعضی افراد، پيروی از قواعد اين روش، يا ارائه پيشنهاد های متنوع مشکل است.

بارش مغزی گمنام (brain anonymous ) از بارش مغزی روش های گوناگونی مشتق شده است. مثلا" يک روش می گويد بهتر است شرکت کنندگان پيش از ورود به جلسه پيشنهادهای خود را کتبا" در اختيار رئيس جلسه قرار دهند، و رئيس جلسه هم پيشنهادها را در اختيار رئيس جلسه قرار دهند، و رئيس جلسه هم پيشنهادها را بدون اعلام منبع برای همه شرکت کنندگان قرائت کند. اين روش که برای از بين بردن معايب بندهای 2 و 3 مورد استفاده قرار می گيرد، بارش مغزی گمنام دارد.   شيوه های ديگر نيز وجود دارد. به عنوان مثال از شرکت کنندگان خواسته می شود، تا نظرات خود را در مدتی کوتاه به رشته تحرير درآورند. اين روش افکارنويسی ( Brainwriting) خوانده می شود.

تلفيقی از افکارنويسی و بارش مغزی نيز وجود دارد که به روش  Trigger مشهور است. اين روش را جورج مولر کارشناس شرکت فورد موتور ابداع کرد.

در اين روش شرکت کنندگان هر کدام شخصا" فهرستی از کلمات مرتبط به مساله را تهيه می کنند. مزيت اين روش بر روش بارش مغزی در اين است که قابليت بسط و گسترش پيشنهادها را دارد. ويليام گوردن به منظور غلبه بر برخی مشکلات بارش مغزی شيوه جديدی را ابداع کرد. رويه آن اين گونه است که رئيس جلسه از گروه می خواهد مساله را ريشه ای مورد بررسی قرار دهند و رفته رفته با مطرح شدن نظرات متفاوت، افراد اطلاعات بيشتری پيدا کرده و پيشنهادهای جديدی مطرح می کنند.

مزيت عمده اين روش امکان بررسی ساير پيشنهادها و عدم تمرکز بر يک پيشنهاد است.

در نتيجه اين روش مانع تصميم گيری ناپخته در فرآيند حل مساله می شود گونه ديگر بارش مغزی شيوه Succesive integeration Sil=Elements of Problem. است. اين روش به وسيله هلموت اشليکسوپ از موسسه باتل ابداع شد. معايب بندهای شماره 5،3،2 با اين روش بر طرف خواهد شد. در اين روش عناصر جلسات آزاد و روابط اجباری بطور فزاينده ترکيب می شوند تا اين که گروه به راه حل نهايی مورد توافق دست يابد. توفان فکری عبارت است از بيان تفکرهای متنوع، در حالی که روش SIL کتبی بوده و تفکر چه متنوع، چه مشابه اصل است.

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم تیر 1389ساعت 2:44  توسط malia sadt  | 

الگوی تدریس بارش مغزی

الگوی تدریس بارش مغزی

روش بارش مغزی هم از سوی متخصصان آموزش و پرورش و هم از سوی متخصصان آموزش خلاقيت به عنوان روش تدريس حل خلاق مسائل معرفی شده است و يافته های پژوهشی زيادی اثرگذاری آن را بر روی پرورش مهارت های حل مساله دانش آموزان به اثبات رسانده اند.

آموزش دادن دانش آموزان با روش بارش مغزی حل مساله را به نحو خلاقانه ای در آنان بالا می برد. " روش بارش مغزی می تواند به عنوان وسيله ای برای يادآوری مفاهيم و اصول مورد نياز برای حل مساله به ياد گيرندگان کمک می کند. " ( علی اکبر، سي،، ص 551-552 ) بارش مغزی در تدريس و يادگيری کارکردهای مفيدی نشان می دهد و به تسهيل برقراری ارتباط بين راه حل ها و ايده ها می انجامد. در گروههای بارش مغزی، مشارکت اعتلا می يابد، انتقاد و ايرادگيری کاهش می يابد، حمايت اجتماعی افزوده می شود و توانايی دانش آموزان برای " انتقال " اطلاعات برای حل مساله تعيين شده، افزايش و بهبود می يابد. يعنی دانش آموز به راحتی می تواند اطلاعات ذخيره شده در حافظه بلند مدت خود را بازيابی کرده و برای حل مساله به کار گيرد. روش تدريس بارش مغزی در عمل به تفکر واگرا و حل مساله خلاق ياری می رساند. اين روش اعتماد به نفس فراگيران را افزايش داده و باعث می شود تا فراگيران به يک خودباوری مثبتی نايل شوند. خودباوری احتمالا" اثرگذارترين حالت بر تمام رفتارهای انسانی است. با اطمينان می توان گفت بدون خودباوری و بدون داشتن اعتماد به نفس و شناخت کافی از خود و بدون باور کردن توانايی هايمان برای انجام عملی خاص نمی توانيم آن عمل را چه عملکرد عاطفی باشد و چه شناختی، با موفقيت به انجام برسانيم. ( " اچ داگلاس براون "  اصول يادگيری و آموزش زبان / ص 149 ) همچنين کلاس درس از حالت تکراری بودن خارج می شود و تنوع و رفع خستگی و ايجاد شادی و نشاط را به دنبال دارد. ضمنا" برای ايجاد اين گونه فضا در محيط کلاس نياز به کمی صبر و حوصله و تحمل سروصداست که البته می توان فضا را هم عوض کرد، نمازخانه و يا کتابخانه مدارس برای اين کار می تواند فضای خوبی باشد.

 

بارش مغزی  brain stroming

تکنيکی مبتنی بر مذاکره تحت عنوان ( brain stroming ) به معنای بارش مغزی وجود دارد؛ به اين صورت که همه افراد دور هم می نشينند و در مورد يک موضوع، به بحث و مناظره می پردازند و هر فرد، موردی و يا راه حلی به ذهنش رسيد به جمع مطرح می کند. همه می توانند صحبت کنند. معلم که نقش هدايتگر جمع را به عهده دارد، همه مطالب و صحبتها را يادداشت می کند. به اين ترتيب با يک مشارکت گروهی و تلنبار کردن افکار روی هم در يک جمع می توان راه حلهايی برای مشکلات پيدا کرد. علاوه بر آن چون همه بايد در بحث شرکت کنند، خود موجب افزايش خلاقيت می شود.

لذا يک معلم در اين گونه جمع ها، در اين تکنيک بسيار حساس است. چرا که دانش آموزان می خواهند بدانند معلم بسيار با درايت عمل می کند.

موضوعات قابل طرح در اين تکنيک می تواند هر موضوعی که به نظر شاگردان جالب به نظر می رسد، حتی در مورد معضلات اجتماعی مانند دفع درست زباله، صرفه جويی در آب و بسياری از مشکلات فردی و اجتماعی، اتفاقا" بسياری از اوقات، دانش آموزان راهکارهايی را ارائه  می دهند که ممکن است به فکر ديگر افراد جامعه نرسد؛ چرا که افکار ما اغلب قالب ريزی شده و يک سمت و سوی مشخصی پيدا کرده است. ولی ذهن آنها هنوز شفاف است و می تواند راههای جديدی را نشان دهد. (گفتگو با استاد يوسف کريمی استاد دانشگاه )

بارش مغزی يکی از شناخته شده ترين شيوه های برگزاری جلسات همفکری و مشاوره بوده و کاربرد جهانی دارد. اين روش دارای مزايا و ويژگيهای منحصر به فرد است. در واقع بسياری از تکنيکهای ديگر منشعب از اين روش است.

اين روش توسط الکس اسبورن در سال 1988 معرفی شد. در آن زمان بنياد فرهنگی اسبورن اين روش را در چندين شرکت تحقيقاتی، بازرگانی، علمی و فنی برای حل مشکلات و مسائل مديريت به کار گرفت. موفقيت اين روش در کمک به حل مسائل آن چنان بود که ظرف مدت کوتاهی به عنوان روشی کارآمد شناخته شد. فرهنگ لغت " وبستر" تعريف بارش مغزی را چنين بيان می دارد: تکنيک برگزاری يک کنفرانس که در آن سعی گروه بر اين است تا راه حل مشخصی را بيابد. در اين روش همه نظرات در جمع بندی مورد استفاده قرار می گيرند. روش بارش مغزی امروزه يکی از متداول ترين روشهای تصميم گيری گروهی بوده و موجب گسترش و تحول بسياری از روشهای مرتبط و مشابه شده است. دانشمندان زيادی از جمله اسبورن، کال و همکاران، بوچارد، گچار و همکاران، دلبگ و همکاران، لوئس و نگاندی و سیج در کتابهای خود به اين روش پرداخته اند و برای ارتقاء آن کوشيده اند.

قواعد بارش مغزی :

اسبورن عنوان می دارد پيشنهاد ايجاد شده در ذهن يک فرد عادی در گروه، 2 برابر پيشنهاد ايجاد شده در حالت انفرادی است. در صورتی که قواعد و مقررات مشخصی برای جلسات بارش مغزی در نظر گرفته و رعايت شود، اين روش بسيار کارآمدتر خواهد شد. بارش مغزی بر دو اصل و چهار قاعده اساسی استوار است.

اصل اول مبتنی بر تنوع نظرات است. تنوع نظرات، آن بخش از مغز را که به خلاقيت مربوط است، فعالتر می کند تا بر تفکر قضاوتی                          ( THINKING JUDJMENTAL ) خود قايق آيد. تفکر قضاوتی در واقع به معنی ارزيابيها و نظرات تکميلی نسبت به مطلب مطرح شده است. به اين منظور بعد از آنکه تمامی پيشنهادها جمع آوری شد، بررسی و ارزيابی پيشنهادها صورت می گيرد.

اصل دوم کميت، فزاينده کيفيت است. يعنی هر چه تعداد پيشنهادها بيشتر شود، احتمال رسيدن به يک راه حل بهتر افزايش می يابد.

چهار قاعده اساسی بارش مغزی :

1.      انتقاد ممنوع: اين مهمترين قاعده است و با توجه به اين که در جريان بارش فکری افراد انديشه های غلط يا صحيح خود را ارائه   می دهند، هر گونه انتقاد يا اعتراض، روند فعاليت را کند می کند و فکر آنان را به جای تفکر در مورد موضوع مورد نظر، به سوی انتقاد و حتی واکنش در مقابل انتقاد سوق می دهد و چه بسا به مشاجره منتهی شود. ( منوچهر فضلی / راهنمای عملی روش مشارکتی/ صفحه 76 ) .

2.      اظهار نظر آزاد و بی واسطه:  اين قاعده برای جرأت بخشيدن به شرکت کنندگان برای ارائه پيشنهادهايی است که به ذهن آنها خطور می کند، بعبارت ديگر در يک جلسه بارش مغزی، تمام اعضا بايد جسارت و شهامت اظهار نظر را پيدا کرده باشند، بتوانند پيشنهاد و نظر خود را بيان کنند. هر چه پيشنهادها جسورانه تر باشد نشان دهنده اجرای موفق تر جلسه است، لذا قضاوت و ارزشيابی در مورد انديشه و فکر اعضا ممنوع است، زيرا که هم مقدار زيادی از وقت جلسه تلف شده و فکر اشخاص را منحرف ميکند. در نتيجه، فرصت تفکر و بارش فکری کاهش می يابد.

3.      تاکيد بر کميت : هر چه تعداد نظرات بيشتر باشد، احتمال وجود پيشنهادهای مفيد و کارسازتر در بين آنها بيشتر می شود. موفقيت اجرای روش بارش مغزی با تعداد پيشنهادهای مطرح شده در جلسه رابطه مستقيم دارد. در اين روش اين گونه عنوان ميشود که هر چه تعداد پيشنهاد بيشتر باشد، احتمال وجود طرح پيشنهاد کيفی بيشتر است.

4.      تلفيق و بهبود پيشنهادها : اعضا می توانند علاوه بر ارائه پيشنهاد، نسبت به بهبود پيشنهاد خود اقدام کنند. روش بارش مغزی اين امکان را به اعضاء می دهد که پس از شنيدن پيشنهادهای ديگران پيشنهاد اوليه بهبود داده شود. آنها همچنين می توانند پيشنهاد خود را با چند پيشنهاد ديگر تلفيق کرده و پيشنهاد بهتر و کاملتری را به دست آورند. .

نتايج تحقيقات پارس و ميدو در خصوص روش بارش مغزی را به صورت زير می توان خلاصه کرد:

1.      آموزش از طريق بارش مغزی، توانايی حل مساله را در افراد افزايش می دهد.

2.      روش بارش مغزی بيشتر از روش های مرسوم آموزشی ، به ايجاد عقايد و انديشه های آفريننده منجر می شود.

3.      کوشش برای جهت دادن هر چه بيشتر به پاسخ سئوالات طرح شده، به افزايش پاسخ های آفريننده می انجامد.

4.      دانش آموزانی که دوره های مربوط به حل مسائل به روش بارش مغزی را می گذرانند، در آزمون های آفرينندگی گيلوفورد نمره های بيشتری می گيرند، ( با نگاهی به کتاب بررسی استعداد همگانی/ ترجمه حسن قاسم زاده، تهران، بی تا 1371 نقل شده از کتاب راهنمای عملی روش های مشارکت فعال/ منوچهر فضلی خانی ) صفحه 77 مراحل روش بارش مغزی

مراحل روش بارش مغزی :

الف) خلاقيت و توليد انديشه

فعاليت افراد گروه در جلسه بارش فکری، با هدايت و راهنمايی مقدماتی مسئول جلسه شروع می شود. با اين نوع سازماندهی، افراد انديشه ها و نظريات خود را بيان می دارند و منشی تمام آنها را ثبت می کند.

رعايت قوانين برای اجرای اين قسمت ضروری است. در حقيقت، فعال ترين بخش اين روش، اجرا و کنترل همين جلسه خلاقيت است که شخص، انديشه ای توليد می کند و توليدات خود را در ضمن يک تفکر خلاق بيان می دارد.

راهبردهای مرحله اول :

1.      بيان و تقهيم موضوع جلسه به وسيله رئيس جلسه.

2.      اعلام وظايف اعضا، منشی و مشاهده کنندگان به وسيله رئيس جلسه .

3.       بيان قوانين جلسه به وسيله رئيس جلسه .

4.      شروع جلسه بارش مغزی و ارائه نظرات به صورت چرخشی و نوبتی.

5.      ثبت نظريات و آرای بيان شده در حين اجرای جلسه به وسيله منشی.

ب ) قضاوت و ارزشيابی :

پس از اين که مرحله توليد انديشه ها در مدت معينی صورت گرفت، طبيعی است که تعداد زيادی نظريه و طرح به دست می آيد. در مرحله دوم، اين مجموعه پالايش می شود و نظريات مشابه و نامناسب حذف خواهد شد، سپس مشاهده گران و اعضای اصلی جلسه بارش مغزی، اين نظريات را مورد بررسی و ارزشيابی قرار می دهند و در نهايت، تعدادی نظريه يا طرح بصورت پيشنهاد و دست آورد اصلی جلسه اعلام می شود، (منوچهر فضلی خانی/ راهنمای عملی روش های مشارکتی و فعال در فرآيند تدريس ).

مزايا و معايب :

با وجودی که روش بارش مغزی بسيار متداول است، ليکن تاکنون بطور خاص، در جهت روشن کردن بهترين شرايط اجرای اين روش، تحقيقات کافی صورت نگرفته است. مزايای اين روش عبارتند از :

1.      با توجه به اصل هم افزايی باعث می شود خلاقيت گروهی موثر از خلاقيت فردی عمل کند.

2.      با اين روش، در مدت زمان نسبتا" کوتاهی، شمار زيادی پيشنهاد حاصل می شود.

معايب و نقايص اين روش عبارتند از :

1.      ممکن است ايجاد شرايط برای اظهار نظر آزاد و بی واسطه دشوار باشد.

2.      گروه معمولا" تحت فشار اکثريت قرار گرفته و موجب می شود فرد با نظر اکثريت موافقت کند، حتی اگر قويا" احساس کند که نظر اکثريت اشتباه است.

3.      اکثر اوقات تمايل گروه بر حصول يک توافق است، تا دستيابی به پيشنهادهای متنوعی که به خوبی مورد بررسی قرار گرفته باشند. در واقع اين حرکت در حال حاضر به خاطر ساختار جلسات، بصورت عادت  درآمده است.

4.      هنگام بارش مغزی، اغلب افراد مواردی بديهی يا ايده آل را پيشنهاد می کنند و اين از تلاش آنها برای بحث بيشتر و در نتيجه ارائه پيشنهاد خلاق می کاهد.

5.      ماهيت تنوع گرای بار مغزی، خود به خود مسبب افزايش پيشنهادها می شود، ولی اصلاح و پالايش ساختاری پيشنهادها را در بر ندارند.

6.      اگر گروه از يک رئيس جلسه خوب و با تجربه برخوردار نباشد، ممکن است برخی از افراد جلسه را، بطور کامل تحت الشعاع خود قرار دهند. لذا رئيس جلسه بايد وقت را با توجه به تعداد شرکت کنندگان تنظيم کرده و از ابراز توضيحات اضافی توسط شرکت کنندگان بکاهد و فرصت را به نفر بعدی بدهد.

7.      اجرای موفقيت آميز اين روش مستلزم شناخت قبلی افراد از مساله است.

8.      در اين روش، بهبود مرحله به مرحله " تدريجی " پيشنهادها کمتر مشاهده می شود.

9.      گاهی اوقات اين روش، به مسائل نسبتا" ساده و پيش پا افتاده محدود شده و باعث می شود که روش ارائه شده برای حل مسائل کلی، پيچيده شده و کارآيی کافی را نداشته باشد. اينجا هم بايد مدير جلسه بطور صريح و واضح تذکر لازم را گوشزد کند و از      بحث های انحرافی افراد را بر حذر دارد.

10.  برای بعضی افراد، پيروی از قواعد اين روش، يا ارائه پيشنهاد های متنوع مشکل است.

بارش مغزی گمنام (brain anonymous ) از بارش مغزی روش های گوناگونی مشتق شده است. مثلا" يک روش می گويد بهتر است شرکت کنندگان پيش از ورود به جلسه پيشنهادهای خود را کتبا" در اختيار رئيس جلسه قرار دهند، و رئيس جلسه هم پيشنهادها را در اختيار رئيس جلسه قرار دهند، و رئيس جلسه هم پيشنهادها را بدون اعلام منبع برای همه شرکت کنندگان قرائت کند. اين روش که برای از بين بردن معايب بندهای 2 و 3 مورد استفاده قرار می گيرد، بارش مغزی گمنام دارد.   شيوه های ديگر نيز وجود دارد. به عنوان مثال از شرکت کنندگان خواسته می شود، تا نظرات خود را در مدتی کوتاه به رشته تحرير درآورند. اين روش افکارنويسی ( Brainwriting) خوانده می شود.

تلفيقی از افکارنويسی و بارش مغزی نيز وجود دارد که به روش  Trigger مشهور است. اين روش را جورج مولر کارشناس شرکت فورد موتور ابداع کرد.

در اين روش شرکت کنندگان هر کدام شخصا" فهرستی از کلمات مرتبط به مساله را تهيه می کنند. مزيت اين روش بر روش بارش مغزی در اين است که قابليت بسط و گسترش پيشنهادها را دارد. ويليام گوردن به منظور غلبه بر برخی مشکلات بارش مغزی شيوه جديدی را ابداع کرد. رويه آن اين گونه است که رئيس جلسه از گروه می خواهد مساله را ريشه ای مورد بررسی قرار دهند و رفته رفته با مطرح شدن نظرات متفاوت، افراد اطلاعات بيشتری پيدا کرده و پيشنهادهای جديدی مطرح می کنند.

مزيت عمده اين روش امکان بررسی ساير پيشنهادها و عدم تمرکز بر يک پيشنهاد است.

در نتيجه اين روش مانع تصميم گيری ناپخته در فرآيند حل مساله می شود گونه ديگر بارش مغزی شيوه Succesive integeration Sil=Elements of Problem. است. اين روش به وسيله هلموت اشليکسوپ از موسسه باتل ابداع شد. معايب بندهای شماره 5،3،2 با اين روش بر طرف خواهد شد. در اين روش عناصر جلسات آزاد و روابط اجباری بطور فزاينده ترکيب می شوند تا اين که گروه به راه حل نهايی مورد توافق دست يابد. توفان فکری عبارت است از بيان تفکرهای متنوع، در حالی که روش SIL کتبی بوده و تفکر چه متنوع، چه مشابه اصل است.

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم تیر 1389ساعت 2:39  توسط malia sadt  | 

روش تدریس و كلاسداری

 

روش تدریس و كلاسداری

نشان دادن علایم ناراحتی مثل سرفه، بلعیدن آب دهان و ... .
ب. از نظر استفاده از وسایل و حركات:
1. كثیف كردن كلاس در نتیجه آزمایش‌های مختلف
2. كثیف كردن لباس در نتیجه نوشتن بر روی تخته
3. پراكنده بودن وسایل، روی میز معلم
4. خشونت و پرت كردن اشیا به طرف شاگردان
5. گرفتن اشیا از شاگردان با خشونت
6. استفاده نادرست از تخته سیاه
7. تخته را قبل از شروع پاك نكردن
8. پاك كردن تخته با انگشت و دست
9. عدم توجه به نور، هوا و نظافت كلاس
10. نوشتن با خطوط ریز و ناخوانا، روی تخته
11. استفاده از گچ‌های رنگی نامناسب با رنگ تخته
12. عدم توجه به دید شاگردان نسبت به تخته و وسایل
13. مرتباً از یادداشت استفاده كردن.
ج. از نظر رفتار با شاگرد:
1. خجول بودن یا نخوت و غرور و فخر فروشی
2. رفتار غیرصمیمانه كه جلب اعتماد نمی‌كند
3. كاهش تدریجی شاگردان، رو به آخر ساعت
4. برخورد ملامت گرانه و عتاب آمیز با شاگرد، كه كینه و كدورت می‌آورد.

 5. به كار بردن الفاظ ركیك و دور از ادب
6. عصبانیت سریع از رفتار شاگرد
7. خود را ملعبه شاگردان ساختن
8. شاگرد را برای مدت طولانی پای تخته نگاه داشتن
9. تعریف و تمجید زیاده از حد
10. نگاه نكردن به صورت شاگرد
11. توجه به عده‌ای خاص داشتن
12. دستور دادن، و قبل از اجرا، دستور دیگر دادن
13. صدور دو دستور متناقض
14. یكدندگی و لجاجت
15. تحقیر شاگردان با حركات دست و ...
16. بی جربزه بودن
17. مداخله بیش از حد در كار دانش آموزان
18. انتظار سكوت محض از شاگردان و یا بی حركت ماندن آنان در طول ساعت تدریس
19. ساكت ساختن كلاس با گفتن مرتب « ساكت » و « هیس » و ... .
د. از نظر روش كار:
1. تكرار زیاده از حد جواب شاگرد
2. نزدیك شدن به شاگردان موقع پرسش
3. به جای شاگرد، جواب سؤال خود را دادن
4. سؤال انفرادی از شاگرد، بدون طرح سؤال برای همه
5. جواب دسته جمعی خواستن از كلاس كه سبب همهمه شود
6. پرسش دایمی از شاگردان قوی
7. شاگرد را با سؤالات مختلف گیج كردن
8. فرصت فكر ندادن به شاگرد برای جواب گویی
9. پرسش در هنگامی كه شاگرد مشغول یادداشت كردن و نوشتن است
10. جواب قانع كننده ندادن به شاگرد
11. شاگردی را كه سؤال دارد امر به سكوت كردن یا جواب ندادن
12. سؤالات نامأنوس و خارج از درك و تجربه شاگردان كردن.
هـ . از نظر فعالیت‌های درسی:
1. تكرار یك نوع فعالیت برای گذراندن وقت و عدم تنوع
2. عدم تنظیم مطالب، متناسب با فهم شاگرد
3. عجله و شتاب در تشریح مطالب تازه
4. پیش بینی وقت را نكردن
5. تكرار مطالب كتاب، بدون بحث و انتقاد
6. شروع درس، بدون كشف معلومات قبلی شاگرد
7. تمرین ناقص قبل از پرسش
8. دستور مبهم به شاگردان دادن
9. درس را بدون ایجاد رابطه معنوی با كلاس، شروع كردن
10. تكرار زیاد درس و خسته كردن شاگردان
11. تدریس مجدد چیزی كه همه آن را می‌دانند
12. بی روح بودن كلاس، به جهت عدم رقابت و هیجان درسی
13. عدم اطمینان به تلفظ صحیح كلمات یا معانی الفاظ و اصطلاحات.
محاسن كلاسداری:
الف. از نظر معلم:
1. بشاشت و سرور در كلاس و خشرویی با شاگردان
2. انرژی و فعالیت نشان دادن
3. حوصله و خون سردی
4. سكوت به موقع، برای جلب توجه شاگردان
5. لحن دوستانه و صمیمی، ولی جدی
6. تمیزی قیافه و لباس
7. استفاده از مثال‌های مفرح و شوخی‌های مناسب.
ب. استفاده از وسایل:
1. استفاده دقیق و منظم از تخته سیاه
2. تنظیم جداول و كشیدن تصویر روی تخته
3. ترس نداشتن از ترسیم روی تخته، به دلیل عدم تسلط بر نقاشی و كاریكاتور و طراحی
4. آماده داشتن وسایل و به كار بردن به جای آن‌ها
5. استفاده از مطالب تكثیر شده و چاپی برای توزیع.
ج. رفتار با شاگرد:
1. فرصت فكر دادن به شاگرد
2. رابطه صمیمی در كلاس ایجاد كردن
3. تشویق به بیان صحیح و تلفظ خوب
4. تشویق به صراحت گفتار و شجاعت
5. تشویق به سهیم شدن آنان در كار كلاس
6. قدردانی از شاگردان به جهت همكاری ایشان
7. ایجاد رقابت مثبت میان آنان
8. رفتار جدی ولی بدون حمله به شاگرد مقصّر
9. رعایت ادب و نزاكت و احترام
10. ساختن كلاسی با روح و نشاط
د. طرز كار:
1. تنظیم وقت و توجه به ساعت
2. حسن مَطلع و شروع جذاب
3. ارتباط درس‌های گذشته با حال
4. حركت در كلاس و توجه به فعالیت كتبی شاگردان
5. تغییر شكل سؤال برای راهنمایی شاگردان
6. ارتباط پرسش‌ها با درس و تنوع سؤالات
7. تشویق كلاس به پرسش
8. طرح سؤال‌های غلط انداز برای سنجش هوش افراد
9. شناسایی سلیقه افراد كلاس
10. توجه كامل به هدف و وحدت درس
11. كشف قوه فهم شاگردان قبل از شروع كار
12. حسن ختام، تمام كردن كار در هر ساعت به طرزی مطلوب.
شناخت شاگرد
شناخت شاگرد، نقش مهمی برای معلم دارد تا كیفیت تدریس و رفتار خویش را متناسب با او سازد؛ به خصوص اگر تدریس، در جمعی باشد با زمینه‌های مختلف. این شناخت، می‌تواند در محورهای زیر باشد:
1. شاگرد كیست؟
2. چه می‌خواهد؟
3. اجتماع چه احتیاجی به او دارد؟
4. چه می‌خواهیم به او یاد دهیم؟
5. اطمینان از رسیدن به هدف مورد نظر.
در شناخت شاگردان، توجه به این نكات حایز اهمیت است:
ـ تفاوت‌های فردی در روحیه
ـ در فكر و استعداد
ـ زمینه و آمادگی
ـ حافظه و قوه درك
ـ شرایط خانوادگی و فرهنگی
ـ شرایط جسمی
ـ تفاوت دختر و پسر بودن.
شاگرد خوب
شناخت اوصاف و خصوصیات شاگرد خوب، هم در جهت ارتقای كیفی كلاس مفید است، هم در مورد تشویق و توجه بیشتر به استعداد آن‌ها، از طریق توجه به امتیازها.
این اوصاف عبارتند از:
1. دقت و كنجكاوی درباره مطالب درسی
2. اعتماد به نفس
3. وقت شناسی
4. ادب و متانت
5. صراحت و بی ترس صحبت كردن
6. نظم در كلاس
7. حافظه خوب
8. قدرت استدلال
9. اطاعت از اولیای مدرسه و پدر و مادر
10. پای بندی به ضوابط و مقررات
11. پرهیز از غرور و خودبینی
12. مطالعه خارج از برنامه
13. مطالعه قبلی درس و یادداشت كردن اشكالات.
تشویق
بحث تشویق، همراه با توجه به مسائل تنبیه و توبیخ است، ولی از آن‌جا كه محور كار آموزشی بیشتر بر پایه تشویق باید باشد، به آن بیشتر توجه می‌شود.
1. تشویق، استفاده از غریزه حب نفس است كه در همه هست.
2. هیچ كس بی نیاز از تشویق نیست و حتی تحسین لفظی اثرات خود را می‌گذارد و تشویق همیشه مالی و مادی نیست.
3. نیاز به تشویق در افراد كوچك و كم سن، بیش از بزرگ سالان است.
4. نیاز به تشویق در افراد كم كار و ضعیف درسی بیش از افراد كوشا و زرنگ است.
5. تشویق،‌ در هر كاری، باعث تقویت همان خواهد شد؛ خوب یا بد. تشویق خوبان باعث تشویق صفات خوب، هم چون نظم، خط، درس خوانی، وقت شناسی، نظافت، و ... می‌گردد.
در این باره، كلام علوی ـ علیه السلام ـ بسیار جالب است:
« لا یكونَنَّ المحسِنُ و المسیئُ عِنْدَكَ بِمَنْزِلَهٍ سواءٍ، فَاِنَّ فی ذلكَ تزهیداً لاَِهلِ الاحسانِ فی الاحسانِ و تدریبٌ لاَِهلِ الاسائه ...
واصِلْ فی حُسْنِ الثناءِ علیهم، فَاِنَّ كثرهَ الذِّكرِ لِحُسْنِ اَفعالِهم تَهُزُّ الشُجاعَ و تُحَرِّضُ الناكِلَ ... »
« نیكوكار و بدكار در نظرت یكسان نباشد، چرا كه در این كار، بی رغبتی نیكوكاران نسبت به نیكی و تمرین و تقویت بدكاران نسبت به بدی است ... . پیوسته از كارهای خوبشان یاد كن، كه یاد كردن بسیار از كارهای خوب آنان، شجاع را بر می‌انگیزاند و سست و تنبل را تحریك می‌كند.»
اثر تشویق
در شاگرد ‘ ایجاد اعتماد به نفس و نشاط برای كار
در معلم ‘ محبوبیت نزد شاگردان و قدرشناسی
تشویق باید:
ـ به جا و به اندازه باشد (بیش از حد و كمتر از آن، لطمه می‌زند)
ـ متناسب با عمل باشد ( بیش از حد تملّق است و كمتر، حسد)
ـ همراه با عمل باشد (فاصله، باعث كاهش تأثیر می‌شود)
ـ گاهی باشد، نه همیشه (همیشه بودن، از جاذبه و تأثیر می‌كاهد)
توجه: نكات یاد شده در مورد تنبیه و كیفر نیز عیناً مطرح است.
انواع تشویق:
ـ جایزه نقدی، پول، كتاب، وسایل دیگر.
ـ با برخورد:
1. گفتاری: مثل گفتن كلماتِ: عالی، خوب، خیلی خوب، فوق العاده!
2. غیرگفتاری: لبخند، تكان دادن سر به علامت رضا، نگاه دوستانه.
3. صوتی: آهان، هان، ها، هوم، خوب، و ... .
تشویق غیرگفتاری در مورد شاگردان خجالتی كه از تشویق در برابر دیگران ناراحت می‌شوند، مؤثرتر است.
جواد محدثی، روش‌ها، ص 201.

 

 

  1 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم تیر 1389ساعت 2:24  توسط malia sadt  | 

اغلب اوقات بگذارید « حق » با دیگران باشد

 

اغلب اوقات بگذارید « حق » با دیگران باشد

 

یكی از مهمترین پرسش هایی كه می توانید از خودتان بپرسید این است كه « آیا می خواهم "حق" با من باشد – یا می خواهم خوشحال باشم؟ » بسیاری اوقات، این دو پرسش یكدیگر را نفی می كنند.

حق به جانب بودن و دفاع از مواضع خود ، مستلزم صرف نیروی ذهنی بسیار زیادی است و اغلب ما را با اشخاصی كه در زندگی مان هستند بیگانه می كند. لازمه حق به جانب بودن ما – یا لازمه حق به جانب نبودن اشخاص دیگر – آنها را ترغیب به دفاع می كند و ما را تحت فشار قرار می دهد كه به دفاع ادامه دهیم. با وجود این ، بسیاری از ما (گاهی من هم همین طور) مقدار زیادی وقت و نیرو صرف می كنیم تا ثابت كنیم ( یا نشان دهیم ) كه حق به جانب ماست – و یا این كه دیگران در اشتباه هستند. بسیاری از مردم ، آگاهانه یا ناآگاهانه بر این باورند كه تا حدی وظیفه آنهاست كه به دیگران نشان دهند كه چطور مواضع ، گفتارها و نقطه نظرهای آنها نادرست است و این كه در انجام چنین وظیفه ای، شخصی كه از اشتباه در می آید به نحوی از آن سپاسگزاری خواهد كرد، یا دست كم چیزی یاد می گیرد: حق به جانب نبودن را!

در این باره فكر كنید. آیاتا به حال شده كهكسی شما را از اشتباه درآورد ؟ و آنوقت شما به كسی كه تلاش می كرد حق با او باشد گفته اید « از این كه نشان دادید من در اشتباهم و حق با شماست خیلی متشكرم . حالا می فهمم ، واقعاً محشرید! » اصلاً كسی را می شناسید كه وقتی او را از اشتباه در آوردید یا خود را به قیمت حق به جانب نبودن او ، « حق به جانب » نشان دادید از شما تشكر كرده باشد ( یا حتی با شما موافق بوده باشد )؟ البته كه نه. حقیقت این است كه همه ما از این كه كسی ما را از اشتباه در بیاورد نفرت داریم. همه می خواهیم كه دیگران موضع ما را محترم بشمارند و درك كنند . شنونده و شنوا بودن یكی از بزرگترین آرزوهای قلبی انسان است. و آنهایی كه گوش كردن را یاد می گیرند عزیزترین و محترم ترین اشخاص هستند. آنهایی كه عادت دارند دیگران را اصلاح كرده و از اشتباه در آورند اغلب مورد نفرت واقع می شوند و از آنها دور می شوند.

البته این طور نیست كه حق به جانب بودنهیچ وقت درست نباشد – گاهی اوقات واقعاً باید حق به جانب شما باشد یا بخواهید كه حق به جانب باشید. شاید برخی مواضع فلسفی مانند وقتی كه اظهار نظر یك نژادپرست را می شنوید وجود داشته باشد كه نمی خواهید تغییر عقیده بدهید. در اینجا مهم است كه نظرتان را ابراز كنید.

یك راهبرد عالی و عمیق برای آرام تر و با محبت تر شدن این است كه تمرین كنیم به دیگران اجازه دهیم از حق به جانب بودن شاد شوند – به آنها فرصت دهیم كه بدرخشند. پس ، از اصلاح دیگران دست بردارید. هر چند كه ممكن است تغییر این عادت سخت باشد ، ارزش تلاش و تمرین لازم را دارد. وقتی كه شخصی می گوید « حقیقتاً احساس می كنم مهم است كه... » ، به جای آن كه توی حرف او بدوید و بگویید « نه، مهمتر آن است كه ... » ، و یا یكی دیگر از صدها نوع جملات اصلاح مكالمه را به كار برید ، فقط بگذارید حرفش را بزند و اجازه دهید كه بیان او برتر باشد. در این صورت مردم اطراف شما كمتر تدافعی و بیشتر با محبت خواهند شد. آنها برای شما بیش از آنچه كه فكرش را بكنید ارزش قائل خواهند شد، حتی اگر دقیقاً علت آن را ندانند. شما شادی شركت داشتن و شاهد خوشحالی دیگران بودن را درك خواهید كرد كه بسیار بیش از جنگمن هاEgo)) است. شما به هیچ وجه مجبور نیستید حقایق فلسفی عمیق یا عقاید قلبی خود را فدا كنید، اما از امروز اجازه دهید كهبیشتر اوقات « حق »با دیگران باشد!


منبع : تبیان

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم تیر 1389ساعت 2:16  توسط malia sadt  | 

مبانى توفیق معلم در فرایند تعلیم و تربیت

توانایى علمى استاد

در عرصه تعلیم و تربیت عواملى تأثیرگذار بوده و زمینه ساز توفیق به شمار مى آیند. نخستین عامل قدرت علمى استاد است. بى شک، توانایى علمى استاد در شکوفایى علمى و تکامل فرهنگى شاگردان نقش محورى دارد که این توانایى در ابعاد زیر تجلى مى یابد. هر استادى باید با پیش مطالعه و جمع آورى مطالب مورد نظر به ارائه درس بپردازد. نداشتن مطالعه پیشین و گردآورى نکردن تحقیقات لازم، سبب پراکنده گویى و سطحى نگرى معلم و اتلاف وقت دانش آموزان مى شود و به طبع، رونق علمى کلاس از بین مى رود. استاد باید بر مطالب و مسائل مرتبط با موضوع اصلى درس احاطه داشته باشد.

همچنین باید از دیدى علمى و بیانى عالمانه برخوردار باشد. پس باید به طرح مباحثى بپردازد که درستى آن براى خودش به اثبات رسیده و جزء باورهاى علمى او شده باشد و از بیان مطالبى که در آن مطالعه و تحقیقى ندارد یا از حوزه مهارت و تخصص وى بیرون است، بپرهیزد. همچنین، از اظهار نظر درباره پرسش هایى که به آن اشراف کامل علمى ندارد، دورى کند و به آسانى بگوید: «نمى دانم» و از دو پهلوگویى پرهیز کند. این نکته مهم؛ یعنى خوددارى از سخن غیر عالمانه، در فرهنگ اسلامى به عنوان حق الهى شناخته شده است. در روایتى آمده است: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدند: حق خدا بر خلق چیست؟ حضرت فرمود: «آن است که آنچه مى دانند، بگویند و از گفتن چیزى که نمى دانند، خوددارى کنند. در چنین وقتى است که حق خدا را ادا کرده اند».

آن حضرت در کلامى دیگر فرمود:

آدمى در رویارویى با پرسشى که پاسخش را نمى داند، باید بگوید «نمى دانم»، نه آنکه بگوید: «خدا داناتر است»؛ زیرا چنین سخنى، پرسش گر را به تردید مى افکند و سؤال شونده را در معرض اتهام قرار مى دهد.

روش تدریس

از نشانه هاى قدرت علمى استاد، شیوه ارائه بحث و تسلط بر مطالب درس است. استاد باید براى هر چه بهتر و پر بار کردن فضاى علمى کلاس و بالا بردن جذابیت آن، همواره بکوشد. به این معنا که با آمادگى ذهنى و خلاقیت فکرى، زمینه انتقال بهتر مطالب را فراهم آورد و بر ترغیب و توجه علمى دانشجویان بیفزاید. دیگر آن که، مباحث درس را به گونه اى مرتب و منظم کند که با توجه به فرصت کلاس، مطلبى فراموش نشود و از قلم نیفتد. در این راه، صفت بردبارى براى استاد بسیار لازم است. استاد خسته و کم حوصله، هیچ گاه کارآیى لازم علمى و برخورد مناسب اخلاقى ندارد.

البته نوآورى و ابتکار در هر کارى معناى خاص خود را دارد و در این جا، به این معناست که استاد در نوع و روش ارائه درس، صاحب نوآورى باشد و از کلام و بیان تازه و نو استفاده کند. این امر جز با تحقیق و تتبع از یک سو و تعمق و تفکر از سوى دیگر میسر نمى گردد. کلاس یکنواخت و بدون تنوع و تازگى، فاقد حرکت علمى و انگیزه پژوهشى خواهد بود. استاد باید از یک سویه بودن بحث پرهیز کند و دانش آموزان را به سوى پرسش گرى سوق دهد. این رویه، توجه و تأمل شاگردان را بر مى انگیزد. شرکت دادن ایشان در مباحث درسى، دریچه هاى دیگرى از علم را به روى آنان مى گشاید. همان گونه که امام صادق (علیه السلام) مى فرماید: «پرسشگرى کلید علم است».

جاذبه معنوى معلم

معنویت استاد در کنار قدرت علمى او در سامان دهى صحیح شخصیت دانشجو مؤثر است. داشتن روح پاکیزه و با طهارت از نخستین نشانه هاى استاد باتقواست و این طهارت روحى بر روح و جان دانشجو نیز اثر مى گذارد. نورانیت معلم، نشانگر روح پاک اوست؛ زیرا علم نورى است که در هر قالبى نمى گنجد و به هر قلبى جارى نمى گردد؛ جز آن که روح آدمى به درجه والاى تقوا و تدین رسیده باشد. در روایتى از امام صادق (علیه السلام) آمده است: «علم به آموختن نیست، بلکه نورى است که در قلب کسى که خدا هدایتش را بخواهد جاى مى گیرد».

جلوه دیگر معنویت استاد این است که تعلیم و تربیت را وظیفه الهى بداند. البته این بدان معنا نیست که هیچ گونه توجه و چشم داشتى به مسائل مادى نداشته باشد، بلکه معنویت را برتر از امور مادى بداند و به منفعت هاى مادى چندان توجهى نداشته باشد. در این صورت، برکات فراگیر تعلیم و تربیت بر جنبه هاى مادى زندگى نیز اثر مى گذارد. از امام صادق (علیه السلام) روایت است که فرمود:

آتوانایى علمى استاد

در عرصه تعلیم و تربیت عواملى تأثیرگذار بوده و زمینه ساز توفیق به شمار مى آیند. نخستین عامل قدرت علمى استاد است. بى شک، توانایى علمى استاد در شکوفایى علمى و تکامل فرهنگى شاگردان نقش محورى دارد که این توانایى در ابعاد زیر تجلى مى یابد. هر استادى باید با پیش مطالعه و جمع آورى مطالب مورد نظر به ارائه درس بپردازد. نداشتن مطالعه پیشین و گردآورى نکردن تحقیقات لازم، سبب پراکنده گویى و سطحى نگرى معلم و اتلاف وقت دانش آموزان مى شود و به طبع، رونق علمى کلاس از بین مى رود. استاد باید بر مطالب و مسائل مرتبط با موضوع اصلى درس احاطه داشته باشد.

همچنین باید از دیدى علمى و بیانى عالمانه برخوردار باشد. پس باید به طرح مباحثى بپردازد که درستى آن براى خودش به اثبات رسیده و جزء باورهاى علمى او شده باشد و از بیان مطالبى که در آن مطالعه و تحقیقى ندارد یا از حوزه مهارت و تخصص وى بیرون است، بپرهیزد. همچنین، از اظهار نظر درباره پرسش هایى که به آن اشراف کامل علمى ندارد، دورى کند و به آسانى بگوید: «نمى دانم» و از دو پهلوگویى پرهیز کند. این نکته مهم؛ یعنى خوددارى از سخن غیر عالمانه، در فرهنگ اسلامى به عنوان حق الهى شناخته شده است. در روایتى آمده است: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدند: حق خدا بر خلق چیست؟ حضرت فرمود: «آن است که آنچه مى دانند، بگویند و از گفتن چیزى که نمى دانند، خوددارى کنند. در چنین وقتى است که حق خدا را ادا کرده اند».

آن حضرت در کلامى دیگر فرمود:

آدمى در رویارویى با پرسشى که پاسخش را نمى داند، باید بگوید «نمى دانم»، نه آنکه بگوید: «خدا داناتر است»؛ زیرا چنین سخنى، پرسش گر را به تردید مى افکند و سؤال شونده را در معرض اتهام قرار مى دهد.

روش تدریس

از نشانه هاى قدرت علمى استاد، شیوه ارائه بحث و تسلط بر مطالب درس است. استاد باید براى هر چه بهتر و پر بار کردن فضاى علمى کلاس و بالا بردن جذابیت آن، همواره بکوشد. به این معنا که با آمادگى ذهنى و خلاقیت فکرى، زمینه انتقال بهتر مطالب را فراهم آورد و بر ترغیب و توجه علمى دانشجویان بیفزاید. دیگر آن که، مباحث درس را به گونه اى مرتب و منظم کند که با توجه به فرصت کلاس، مطلبى فراموش نشود و از قلم نیفتد. در این راه، صفت بردبارى براى استاد بسیار لازم است. استاد خسته و کم حوصله، هیچ گاه کارآیى لازم علمى و برخورد مناسب اخلاقى ندارد.

البته نوآورى و ابتکار در هر کارى معناى خاص خود را دارد و در این جا، به این معناست که استاد در نوع و روش ارائه درس، صاحب نوآورى باشد و از کلام و بیان تازه و نو استفاده کند. این امر جز با تحقیق و تتبع از یک سو و تعمق و تفکر از سوى دیگر میسر نمى گردد. کلاس یکنواخت و بدون تنوع و تازگى، فاقد حرکت علمى و انگیزه پژوهشى خواهد بود. استاد باید از یک سویه بودن بحث پرهیز کند و دانش آموزان را به سوى پرسش گرى سوق دهد. این رویه، توجه و تأمل شاگردان را بر مى انگیزد. شرکت دادن ایشان در مباحث درسى، دریچه هاى دیگرى از علم را به روى آنان مى گشاید. همان گونه که امام صادق (علیه السلام) مى فرماید: «پرسشگرى کلید علم است».

جاذبه معنوى معلم

معنویت استاد در کنار قدرت علمى او در سامان دهى صحیح شخصیت دانشجو مؤثر است. داشتن روح پاکیزه و با طهارت از نخستین نشانه هاى استاد باتقواست و این طهارت روحى بر روح و جان دانشجو نیز اثر مى گذارد. نورانیت معلم، نشانگر روح پاک اوست؛ زیرا علم نورى است که در هر قالبى نمى گنجد و به هر قلبى جارى نمى گردد؛ جز آن که روح آدمى به درجه والاى تقوا و تدین رسیده باشد. در روایتى از امام صادق (علیه السلام) آمده است: «علم به آموختن نیست، بلکه نورى است که در قلب کسى که خدا هدایتش را بخواهد جاى مى گیرد».

جلوه دیگر معنویت استاد این است که تعلیم و تربیت را وظیفه الهى بداند. البته این بدان معنا نیست که هیچ گونه توجه و چشم داشتى به مسائل مادى نداشته باشد، بلکه معنویت را برتر از امور مادى بداند و به منفعت هاى مادى چندان توجهى نداشته باشد. در این صورت، برکات فراگیر تعلیم و تربیت بر جنبه هاى مادى زندگى نیز اثر مى گذارد. از امام صادق (علیه السلام) روایت است که فرمود:

آن که سخن علمى را به انگیزه سود دنیایى ن که سخن علمى را به انجلوه دیگر معنویت استاد این است که تعلیم و تربیت را وظیفه الهى بداند. البته این بدان معنا نیست که هیچ گونه توجه و چشم داشتى به مسائل مادى نداشته باشد، بلکه معنویت را برتر از امور مادى بداند و به منفعت هاى مادى چندان توجهى نداشته باشد. در این صورت، برکات فراگیر تعلیم و تربیت بر جنبه هاى مادى زندگى نیز اثر مى گذارد. از امام صادق (علیه السلام) روایت است که فرمود:

آن که سخن علمى را به انگیزه سود دنیایى بخواهد، از بهره اخروى نصیبى ندارد و کسى که آن را براى خیر و رهاورد آخرت مى جوید، خدا به او خیر فراگیر دنیا و آخرت را خواهد بخشید.

همچنین استاد باید وظیفه خود را جدى بگیرد و آن را امرى حاشیه اى نداند؛ زیرا چنین روحیه اى میزان محبوبیت علمى و اخلاقى استاد را کاهش مى دهد. داشتن حس مسئولیت و وظیفه شناسى در قبال تدریس از سرمایه هاى معنوى استاد است. جلوه آشکار چنین روحیه اى نظم و انضباط، حضور به موقع، بهره گیرى از تمام فرصت ها و پدید آوردن روح تحقیق و توجه به سلامت اخلاقى دانشجوست.

شادابى اخلاقى، صداقت و امانت دارى استاد

استادى موفق است که نهاد کلاس و کلامش بر پایه روانى شاد و رویى گشاده بنا شده باشد. از این رو، ناراحتى هاى احتمالى بیرون از محیط تدریس نباید به صحنه درس و کار علمى او وارد شود؛ زیرا بر کارش تأثیر منفى خواهد داشت. به همین دلیل در فرهنگ دینى، بر اظهار شادابى حتى در حالت غم و اندوه تأکید شده است. امام على (علیه السلام) مى فرماید: «مؤمن واقعى شادى اش پیدا و اندوهش پنهان است.»

متانت و ادب استاد در شیوه نگاه، کلام، لباس پوشیدن، راه رفتن و نشست و برخاستن آشکار مى شود. استاد در عین نرمى و فروتنى باید بسیار سنگین و با وقار باشد و از شوخى زیاد و ناروا بپرهیزد. امام صادق (علیه السلام) هشدار مى دهد که: «شوخى زیاد، موجب شکستن شخصیت و مایه آبروریزى انسان و یا جرئت دیگران مى گردد.»

همچنین استاد باید صادق و امانت دار باشد؛ زیرا این ویژگى از والاترین ارزش هاى اخلاقى به شمار مى رود. در کلام دیگرى از امام صادق (علیه السلام) آمده است:

«خداوند متعال هیچ پیامبرى را جز به راستگویى و امانت دارى نسبت به همگان، چه خوبان و چه بدان فرا نخوانده است و معلمى نیز شغل پیامبرى است و باید مانند پیامبر مشى کرد.»

در حقیقت دانشجو و دانش آموز، امانتى هستند که به مدرسه و دانشگاه سپرده مى شوند و این معلم و استاد است که باید با تلاش و بهره گیرى از همه ظرفیت هاى تعلیم و تربیت، آنان را به سر منزل مقصود رهنمون شوند.

در کار علمى سخنى درست و پذیرفته است که محققانه باشد و استادى امین است که نگرش و نگاهش تربیت ساز و اخلاق آفرین باشد. از این رو، معلم باید همواره مراقب گفتار و رفتار خویش باشد. یک استاد شایسته از رفتار ناپسند دانش پژوه، بى اعتنا نمى گذرد، بلکه با درستى و خیر اندیشى در صلاح او مى کوشد.

محبت و صمیمیت استاد

هر چه پیوند عاطفى میان استاد و دانشجو عمیق تر باشد، شوق علمى دانش پژوه بیشتر مى گردد. در حقیقت، مهر و محبت استاد، راه ارتقاى علمى و اعتلاى اخلاقى را براى شاگردان هموار مى سازد. اگر استاد بخواهد نفوذ کلام داشته باشد، باید با دانشجویش ارتباطى گرم و بى آلایش برقرار کند و انسى همراه با میل و شوق داشته باشد. این ویژگى، سبب تسلط روحى استاد بر فضاى دل و جان شاگردان مى شود و آنان همواره او را به عنوان رهبرى سازنده خواهند پذیرفت. بردبارى و نرم خویى، یکى از شرایط برقرارى چنین ارتباط تأثیرگذارى است. امام سجاد (علیه السلام) مى فرماید: «از حقوق شاگردان بر استاد آن است که با آنان به درشتى و سختى رفتار نکند.»

نرم خویى استاد سبب ارتباط آسان دانشجو با وى مى شود و از راهنمایى هاى رحمت آفرین او استفاده مى برد. اگر استاد لباس بردبارى و فروتنى بر تن کند، این ارتباط ماندگار و ثمربخش خواهد بود. امام على (علیه السلام) مى فرماید: «دانشمند سه نشانه دارد: دانش، بردبارى و سکوت.»

تلاش براى تربیت دینى دانش آموز

معلم هماره دو وظیفه مهم بر عهده دارد: یکى آموزش و دیگرى پرورش. نتیجه آموزش، عالم شدن است و فایده پرورش، انسان شدن. علم و ایمان مکمل یکدیگر هستند و وجود عالم بى ایمان و مؤمن نادان، براى جامعه زیان بار است. پس معلمان در کنار تربیت علمى باید به رشد دینى دانش آموزان نیز بپردازند. حضرت على (علیه السلام) درباره تربیت پذیرى جوانان مى فرماید: «قلب نوجوان مانند زمین کاشته نشده، آماده پذیرش هر بذرى است که در آن پاشیده شود.»

یکى از روش هاى تربیت دینى، به کارگیرى پند و اندرز است که اگر بجا و مناسب از آن استفاده شود، بسیار مؤثر است:

نصیحت که خالى بود از غرض

چو داروى تلخ است، دفع مرض

سعدى

البته ممکن است آثار پند و اندرز، فورى نباشد، ولى در درازمدت اثر خویش را نشان مى دهد، همان گونه که سعدى سروده است:

گر چه دانىهمچنین معلم باید از تبعیض میان دانش آموزان بپرهیزد و با عدالت با آنان رفتار کند. البته معلم نباید تفاوت هاى فردى فراگیران را نادیده بگیرد و همه آن ها را یکسان تحت آموزش و پرورش قرار دهد، بلکه باید تفاوت ها و قابلیت هاى دانش آموزان را بشناسد و مطابق با هر کدام، رفتارى مناسب در پیش گیرد. معلم باید به صورت کلامى یا در عمل، به شاگردان بفهماند که هر یک از آن ها وجودى پر فایده و منحصر به فرد دارند.

معلمان باید براى اثبات علاقه خود به دانش آموزان و به دنبال آن جلب همکارى آنان، راه هایى بیابند تا فراتر از آنچه دانش آموزان انتظار دارند، عمل کنند. براى مثال، در زمان استراحت نیز به گرمى شاگردان را بپذیرند و به پرسش هاى آنان پاسخ دهند و این حس را به آنان منتقل کنند که مزاحم نیستند و معلم از کار کردن و کمک به آن ها لذت مى برد. معلمانى که به هنگام برخورد با دانش آموزان خلق و خوى ثابت و آرامى داشته باشند، بهتر مى توانند ارتباط خود را با دانش آموزان تحکیم بخشند.

دانش آموزان دوست دارند به معلمانى تکیه کنند که با ثبات و قابل پیش بینى هستند. بر عکس، دانش آموزان براى جلب توجه و کمک معلمى که رفتارش غیر قابل پیش بینى است، ناگریز از تغییر خود هستند و همواره فکر آنان درگیر این موضوع است که آموزگار چگونه با آن ها برخورد خواهد کرد.

پى نوشت ها:

 که نشنوند، بگوى

هر چه دانى ز نیکخواهى و پند

زود باشد که خیره سر بینى

به دو پاى اوفتاده اندر بند

دست بر دست مى زند که دریغ

نشنیدم حدیث دانشمند!

ممکن است دانش آموز مطالب علمى را فراموش کند، ولى به سختى مطالب دینى و اخلاقى را از یاد خواهد برد.

عشق یا بى میلى معلم به حرفه خود

بى اعتنایى و بى میلى معلم، آسیب جدى براى علم و دانش است، به ویژه اگر این بى میلى به دانش آموز نیز منتقل شود. اگر این سردى در دانش آموز نیز جریان یابد دچار افت تحصیلى شدیدى مى شود و آینده ناامید کننده معلش را در برابر خود مى بیند.

اگر معلم زندگى خود را با دیگران مقایسه و به زندگى تجملى دیگران توجه کند، احساس نارضایتى به او دست مى دهد و تصور مى کند که علم و دانش در جامعه بى ارزش شده است و در نتیجه، نمى تواند این تبعیض مالى را تحمل کند و رنج و اندوه او را فرا مى گیرد و با خود مى گوید:

افسوس که نان پخته، خامان دارند

اسبابِ تمام، ناتمامان دارند

آنان که به بردگى نمى ارزیدند

اکنون کنیزان و غلامان دارند

علامه فاضل گروسى

معلم باید بداند که ارزش آدمى به مال و ثروت نیست؛ زیرا معلمان، از جایگاهى والا میان نیک فطرتان جامعه برخوردارند و باید به امید گشایش و پیشرفت بیشتر در حکومت اسلامى از این آزمون ها سربلند بیرون آیند و ارزش علم و اندیشه را به خوبى پاس بدارند تا شاگردان نیز از احترام به علم و دانش معلمان خود درس بگیرند و انگیزه خود را براى فراگیرى افزایش دهند. معلم باید با مطرح کردن ارزش علم و مقام دانشمند، دانش آموزان را به کسب علم و دانش تشویق و از مقام والاى عالم نزد خالق متعال آگاه کند که در قرآن آمده است:

«خداوند، کسانى را که ایمان آورده اند و کسانى را که به آنان علم داده شده است، درجات عظیمى مى بخشد.» (مجادله: 11)

علما و دانشمندان بر همه گروه ها برترى دارند:

خور و خواب تنها، طریق دد است

بر این بودن، آیین نابخرد است

خُنُک نیک بختى که در گوشه اى

به دست آرد از معرفت توشه اى

سعدى

معلم مى تواند با بیان آیه ها و روایت ها در فضیلت علم و دانش، شیوه زندگى دانشمندان و خدمات آنان، ناپایدارى دنیا و مادیات، بقاى علم و معرفت و با بازگو کردن سخنان بزرگان و اشعار شاعران در این باره انگیزه دانش جویاستاد

در عرصه تعلیم و تربیت عواملى تأثیرگذار بوده و زمینه ساز توفیق به شمار مى آیند. نخستین عامل قدرت علمى استاد است. بى شک، توانایى علمى استاد در شکوفایى علمى و تکامل فرهنگى شاگردان نقش محورى دارد که این توانایى در ابعاد زیر تجلى مى یابد. هر استادى باید با پیش مطالعه و جمع آورى مطالب مورد نظر به ارائه درس بپردازد. نداشتن مطالعه پیشین و گردآورى نکردن تحقیقات لازم، سبب پراکنده گویى و سطحى نگرى معلم و اتلاف وقت دانش آموزان مى شود و به طبع، رونق علمى کلاس از بین مى رود. استاد باید بر مطالب و مسائل مرتبط با موضوع اصلى درس احاطه داشته باشد.

همچنین باید از دیدى علمى و بیانى عالمانه برخوردار باشد. پس باید به طرح مباحثى بپردازد که درستى آن براى خودش به اثبات رسیده و جزء باورهاى علمى او شده باشد و از بیان مطالبى که در آن مطالعه و تحقیقى ندارد یا از حوزه مهارت و تخصص وى بیرون است، بپرهیزد. همچنین، از اظهار نظر درباره پرسش هایى که به آن اشراف کامل علمى ندارد، دورى کند و به آسانى بگوید: «نمى دانم» و از دو پهلوگویى پرهیز کند. این نکته مهم؛ یعنى خوددارى از سخن غیر عالمانه، در فرهنگ اسلامى به عنوان حق الهى شناخته شده است. در روایتى آمده است: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدند: حق خدا بر خلق چیست؟ حضرت فرمود: «آن است که آنچه مى دانند، بگویند و از گفتن چیزى که نمى دانند، خوددارى کنند. در چنین وقتى است که حق خدا را ادا کرده اند».

آن حضرت در کلامى دیگر فرمود:

آدمى در رویارویى با پرسشى که پاسخش را نمى داند، باید بگوید «نمى دانم»، نه آنکه بگوید: «خدا داناتر است»؛ زیرا چنین سخنى، پرسش گر را به تردید مى افکند و سؤال شونده را در معرض اتهام قرار مى دهد.

روش تدریس

از نشانه هاى قدرت علمى استاد، شیوه ارائه بحث و تسلط بر مطالب درس است. استاد باید براى هر چه بهتر و پر بار کردن فضاى علمى کلاس و بالا بردن جذابیت آن، همواره بکوشد. به این معنا که با آمادگى ذهنى و خلاقیت فکرى، زمینه انتقال بهتر مطالب را فراهم آورد و بر ترغیب و توجه علمى دانشجویان بیفزاید. دیگر آن که، مباحث درس را به گونه اى مرتب و منظم کند که با توجه به فرصت کلاس، مطلبى فراموش نشود و از قلم نیفتد. در این راه، صفت بردبارى براى استاد بسیار لازم است. استاد خسته و کم حوصله، هیچ گاه کارآیى لازم علمى و برخورد مناسب اخلاقى ندارد.

البته نوآورى و ابتکار در هر کارى معناى خاص خود را دارد و در این جا، به این معناست که استاد در نوع و روش ارائه درس، صاحب نوآورى باشد و از کلام و بیان تازه و نو استفاده کند. این امر جز با تحقیق و تتبع از یک سو و تعمق و تفکر از سوى دیگر میسر نمى گردد. کلاس یکنواخت و بدون تنوع و تازگى، فاقد حرکت علمى و انگیزه پژوهشى خواهد بود. استاد باید از یک سویه بودن بحث پرهیز کند و دانش آموزان را به سوى پرسش گرى سوق دهد. این رویه، توجه و تأمل شاگردان را بر مى انگیزد. شرکت دادن ایشان در مباحث درسى، دریچه هاى دیگرى از علم را به روى آنان مى گشاید. همان گونه که امام صادق (علیه السلام) مى فرماید: «پرسشگرى کلید علم است».

جاذبه معنوى معلم

معنویت استاد در کنار قدرت علمى او در سامان دهى صحیح شخصیت دانشجو مؤثر است. داشتن روح پاکیزه و با طهارت از نخستین نشانه هاى استاد باتقواست و این طهارت روحى بر روح و جان دانشجو نیز اثر مى گذارد. نورانیت معلم، نشانگر روح پاک اوست؛ زیرا علم نورى است که در هر قالبى نمى گنجد و به هر قلبى جارى نمى گردد؛ جز آن که روح آدمى به درجه والاى تقوا و تدین رسیده باشد. در روایتى از امام صادق (علیه السلام) آمده است: «علم به آموختن نیست، بلکه نورى است که در قلب کسى که خدا هدایتش را بخواهد جاى مى گیرد».

جلوه دیگر معنویت استاد این است که تعلیم و تربیت را وظیفه الهى بداند. البته این بدان معنا نیست که هیچ گونه توجه و چشم داشتى به مسائل مادى نداشته باشد، بلکه معنویت را برتر از امور مادى بداند و به منفعت هاى مادى چندان توجهى نداشته باشد. در این صورت، برکات فراگیر تعلیم و تربیت بر جنبه هاى مادى زندگى نیز اثر مى گذارد. از امام صادق (علیه السلام) روایت است که فرمود:

آن که سخن علمى را به انگیزه سود دنیایى بخواهد، از بهره اخروى نصیبى ندارد و کسى که آن را براى خیر و رهاورد آخرت مى جوید، خدا به او خیر فراگیر دنیا و آخرت را خواهد بخشید.

همچنین استاد باید وظیفه خود را جدى بگیرد و آن را امرى حاشیه اى نداند؛ زیرا چنین روحیه اى میزان محبوبیت علمى و اخلاقى استاد را کاهش مى دهد. داشتن حس مسئولیت و وظیفه شناسى در قبال تدریس از سرمایه هاى معنوى استاد است. جلوه آشکار چنین روحیه اى نظم و انضباط، حضور به موقع، بهره گیرى از تمام فرصت ها و پدید آوردن روح تحقیق و توجه به سلامت اخلاقى دانشجوست.

شادابى اخلاقى، صداقت و امانت دارى استاد

استادى موفق است که نهاد کلاس و کلامش بر پایه روانى شاد و رویى گشاده بنا شده باشد. از این رو، ناراحتى هاى احتمالى بیرون از محیط تدریس نباید به صحنه درس و کار علمى او وارد شود؛ زیرا بر کارش تأثیر منفى خواهد داشت. به همین دلیل در فرهنگ دینى، بر اظهار شادابى حتى در حالت غم و اندوه تأکید شده است. امام على (علیه السلام) مى فرماید: «مؤمن واقعى شادى اش پیدا و اندوهش پنهان است.»

متانت و ادب استاد در شیوه نگاه، کلام، لباس پوشیدن، راه رفتن و نشست و برخاستن آشکار مى شود. استاد در عین نرمى و فروتنى باید بسیار سنگین و با وقار باشد و از شوخى زیاد و ناروا بپرهیزد. امام صادق (علیه السلام) هشدار مى دهد که: «شوخى زیاد، موجب شکستن شخصیت و مایه آبروریزى انسان و یا جرئت دیگران مى گردد.»

همچنین استاد باید صادق و امانت دار باشد؛ زیرا این ویژگى از والاترین ارزش هاى اخلاقى به شمار مى رود. در کلام دیگرى از امام صادق (علیه السلام) آمده است:

«خداوند متعال هیچ پیامبرى را جز به راستگویى و امانت دارى نسبت به همگان، چه خوبان و چه بدان فرا نخوانده است و معلمى نیز شغل پیامبرى است و باید مانند پیامبر مشى کرد.»

در حقیقت دانشجو و دانش آموز، امانتى هستند که به مدرسه و دانشگاه سپرده مى شوند و این معلم و استاد است که باید با تلاش و بهره گیرى از همه ظرفیت هاى تعلیم و تربیت، آنان را به سر منزل مقصود رهنمون شوند.

در کار علمى سخنى درست و پذیرفته است که محققانه باشد و استادى امین است که نگرش و نگاهش تربیت ساز و اخلاق آفرین باشد. از این رو، معلم باید همواره مراقب گفتار و رفتار خویش باشد. یک استاد شایسته از رفتار ناپسند دانش پژوه، بى اعتنا نمى گذرد، بلکه با درستى و خیر اندیشى در صلاح او مى کوشد.

محبت و صمیمیت استاد

هر چه پیوند عاطفى میان استاد و دانشجو عمیق تر باشد، شوق علمى دانش پژوه بیشتر مى گردد. در حقیقت، مهر و محبت استاد، راه ارتقاى علمى و اعتلاى اخلاقى را براى شاگردان هموار مى سازد. اگر استاد بخواهد نفوذ کلام داشته باشد، باید با دانشجویش ارتباطى گرم و بى آلایش برقرار کند و انسى همراه با میل و شوق داشته باشد. این ویژگى، سبب تسلط روحى استاد بر فضاى دل و جان شاگردان مى شود و آنان همواره او را به عنوان رهبرى سازنده خواهند پذیرفت. بردبارى و نرم خویى، یکى از شرایط برقرارى چنین ارتباط تأثیرگذارى است. امام سجاد (علیه السلام) مى فرماید: «از حقوق شاگردان بر استاد آن است که با آنان به درشتى و سختى رفتار نکند.»

نرم خویى استاد سبب ارتباط آسان دانشجو با وى مى شود و از راهنمایى هاى رحمت آفرین او استفاده مى برد. اگر استاد لباس بردبارى و فروتنى بر تن کند، این ارتباط ماندگار و ثمربخش خواهد بود. امام على (علیه السلام) مى فرماید: «دانشمند سه نشانه دارد: دانش، بردبارى و سکوت.»

تلاش براى تربیت دینى دانش آموز

معلم هماره دو وظیفه مهم بر عهده دارد: یکى آموزش و دیگرى پرورش. نتیجه آموزش، عالم شدن است و فایده پرورش، انسان شدن. علم و ایمان مکمل یکدیگر هستند و وجود عالم بى ایمان و مؤمن نادان، براى جامعه زیان بار است. پس معلمان در کنار تربیت علمى باید به رشد دینى دانش آموزان نیز بپردازند. حضرت على (علیه السلام) درباره تربیت پذیرى جوانان مى فرماید: «قلب نوجوان مانند زمین کاشته نشده، آماده پذیرش هر بذرى است که در آن پاشیده شود.»

یکى از روش هاى تربیت دینى، به کارگیرى پند و اندرز است که اگر بجا و مناسب از آن استفاده شود، بسیار مؤثر است:

نصیحت که خالى بود از غرض

چو داروى تلخ است، دفع مرض

سعدى

البته ممکن است آثار پند و اندرز، فورى نباشد، ولى در درازمدت اثر خویش را نشان مى دهد، همان گونه که سعدى سروده است:

گر چه دانى که نشنوند، بگوى

هر چه دانى ز نیکخواهى و پند

زود باشد که خیره سر بینى

به دو پاى اوفتاده اندر بند

دست بر دست مى زند که دریغ

نشنیدم حدیث دانشمند!

ممکن است دانش آموز مطالب علمى را فراموش کند، ولى به سختى مطالب دینى و اخلاقى را از یاد خواهد برد.

عشق یا بى میلى معلم به حرفه خود

بى اعتنایى و بى میلى معلم، آسیب جدى براى علم و دانش است، به ویژه اگر این بى میلى به دانش آموز نیز منتقل شود. اگر این سردى در دانش آموز نیز جریان یابد دچار افت تحصیلى شدیدى مى شود و آینده ناامید کننده معلش را در برابر خود مى بیند.

اگر معلم زندگى خود را با دیگران مقایسه و به زندگى تجملى دیگران توجه کند، احساس نارضایتى به او دست مى دهد و تصور مى کند که علم و دانش در جامعه بى ارزش شده است و در نتیجه، نمى تواند این تبعیض مالى را تحمل کند و رنج و اندوه او را فرا مى گیرد و با خود مى گوید:

افسوس که نان پخته، خامان دارند

اسبابِ تمام، ناتمامان دارند

آنان که به بردگى نمى ارزیدند

اکنون کنیزان و غلامان دارند

علامه فاضل گروسى

معلم باید بداند که ارزش آدمى به مال و ثروت نیست؛ زیرا معلمان، از جایگاهى والا میان نیک فطرتان جامعه برخوردارند و باید به امید گشایش و پیشرفت بیشتر در حکومت اسلامى از این آزمون ها سربلند بیرون آیند و ارزش علم و اندیشه را به خوبى پاس بدارند تا شاگردان نیز از احترام به علم و دانش معلمان خود درس بگیرند و انگیزه خود را براى فراگیرى افزایش دهند. معلم باید با مطرح کردن ارزش علم و مقام دانشمند، دانش آموزان را به کسب علم و دانش تشویق و از مقام والاى عالم نزد خالق متعال آگاه کند که در قرآن آمده است:

«خداوند، کسانى را که ایمان آورده اند و کسانى را که به آنان علم داده شده است، درجات عظیمى مى بخشد.» (مجادله: 11)

علما و دانشمندان بر همه گروه ها برترى دارند:

خور و خواب تنها، طریق دد است

بر این بودن، آیین نابخرد است

خُنُک نیک بختى که در گوشه اى

به دست آرد از معرفت توشه اى

سعدى

معلم مى تواند با بیان آیه ها و روایت ها در فضیلت علم و دانش، شیوه زندگى دانشمندان و خدمات آنان، ناپایدارى دنیا و مادیات، بقاى علم و معرفت و با بازگو کردن سخنان بزرگان و اشعار شاعران در این باره انگیزه دانش جویى را در شاگردان خویش افزایش دهد.

طرح معلم براى تدریس

«معلم باید درس و بحث خود را قبلاً مطالعه کرده و آن را به صورت مدون در آورد تا از شتاب زدگى، لغزش و واژگونى درک و فهم در امان باشد. در طرح درس تمام زوایاى امر مقدس تدریس مورد بررسى قرار مى گیرد و براى معلم مشخص مى شود که درس خود را به چه شیوه اى مطرح کند و از کجا و چگونه شروع و به کجا ختم کند.

طرح درس باعث مى شود که مخاطبان، مطالب را در کمترین زمان و به بهترین شیوه دریافت کنند و در نتیجه، از سخن معلم خسته نمى شوند و همواره مشتاق و تشنه دریافت علم خواهند بود.»

معلم باید در طرح درس، به این نکته ها توجه کند:

از بیان مطالبى که به درستى به زوایاى آن آگاهى ندارد، خوددارى کند که خداوند در قرآن کریم مى فرماید: (و لا تَقْفُ مَا لَیسَ لَکَ بِهِ عِلْمُ)؛ «آنچه را به آن آگاهى ندارى، پیروى مکن.»

حضرت على (علیه السلام) نیز در این باره مى فرماید: «چیزى را که نمى دانى، مگو، بلکه همه چیزهایى را که مى دانى هم مگو.»

همچنین، استاد نباید بر اساس حب و بغض شخصى، مطالب کسى را رد کند، بلکه حقیقت نگرى و واقع گرایى را سر لوحه کار خویش قرار دهد که مولوى مى گوید:

چون غرض آمد، هنر پوشیده شد

صد حجاب از دل به سوى دیده شد

استفاده از بهترین شیوه تدریس، براى تفهیم دانش آموزان ضرورى است. پس معلم باید از به کار بردن الفاظ با محتوا و قالب یکسان، بیش از یک بار پرهیز کند؛ زیرا مطلب براى مخاطبان روشن شده و تکرار آن خسته کننده است و نکته آخر این که به موضوعى که از آن سخن مى گوید، حتما علاقه و ایمان و بصیرت داشته باشد.

ارتباط معلم با دانش آموزان

اثر بخشى بدون ارتباط، بى معناست. همه معلمان در همان ابتداى کارشان در مى یابند که ابتدایى ترین و در عین حال مهم ترین وظیفه آنان، چگونگى برقرارى ارتباط با شاگردان است. معلمانى که خواهان ایجاد یک رابطه کارآمد با دانش آموزان هستند، نباید در کلاس بر تنبیه تأکید ورزند، بلکه تا آنجا که ممکن است براى اجتناب از مخدوش شدن رابطه معلم و شاگرد، در استفاده از تنبیه خست نشان دهند و در صورت تکرار رفتارهاى نامناسب از جانب دانش آموزان، از تنبیه هاى ملایم مانند محرومیت که بیشتر جنبه نمادین دارد، استفاده کنند.

یکى دیگر از راه هاى برقرارى ارتباط، استفاده از شوخى است، ولى به شرط آنکه این شوخى ملایم، محترمانه و ظریف باشد. بهتر است معلمان، جو کلاس را پر نشاط و شاد سازند، ولى نباید یک یا چند نفر از دانش آموزان کلاس موضوع خنده باشند، بلکه باید با هم خندید نه به هم.

همچنین معلم باید از تبعیض میان دانش آموزان بپرهیزد و با عدالت با آنان رفتار کند. البته معلم نباید تفاوت هاى فردى فراگیران را نادیده بگیرد و همه آن ها را یکسان تحت آموزش و پرورش قرار دهد، بلکه باید تفاوت ها و قابلیت هاى دانش آموزان را بشناسد و مطابق با هر کدام، رفتارى مناسب در پیش گیرد. معلم باید به صورت کلامى یا در عمل، به شاگردان بفهماند که هر یک از آن ها وجودى پر فایده و منحصر به فرد دارند.

معلمان باید براى اثبات علاقه خود به دانش آموزان و به دنبال آن جلب همکارى آنان، راه هایى بیابند تا فراتر از آنچه دانش آموزان انتظار دارند، عمل کنند. براى مثال، در زمان استراحت نیز به گرمى شاگردان را بپذیرند و به پرسش هاى آنان پاسخ دهند و این حس را به آنان منتقل کنند که مزاحم نیستند و معلم از کار کردن و کمک به آن ها لذت مى برد. معلمانى که به هنگام برخورد با دانش آموزان خلق و خوى ثابت و آرامى داشته باشند، بهتر مى توانند ارتباط خود را با دانش آموزان تحکیم بخشند.

دانش آموزان دوست دارند به معلمانى تکیه کنند که با ثبات و قابل پیش بینى هستند. بر عکس، دانش آموزان براى جلب توجه و کمک معلمى که رفتارش غیر قابل پیش بینى است، ناگریز از تغییر خود هستند و همواره فکر آنان درگیر این موضوع است که آموزگار چگونه با آن ها برخورد خواهد کرد.

پى نوشت ها:

1. محمد بن یعقوب کلینى، اصول کافى، ج 1، ص 53.

ى را در شاگردان خویش افزایش دهد.

طرح معلم براى تدریس

«معلم باید درس و بحث خود را قبلاً مطالعه کرده و آن را به صورت مدون در آورد تا از شتاب زدگى، لغزش و واژگونى درک و فهم در امان باشد. در طرح درس تمام زوایاى امر مقدس تدریس مورد بررسى قرار مى گیرد و براى معلم مشخص مى شود که درس خود را به چه شیوه اى مطرح کند و از کجا و چگونه شروع و به کجا ختم کند.

طرح درس باعث مى شود که مخاطبان، مطالب را در کمترین زمان و به بهترین شیوه دریافت کنند و در نتیجه، از سخن معلم خسته نمى شوند و همواره مشتاق و تشنه دریافت علم خواهند بود.»

معلم باید در طرح درس، به این نکته ها توجه کند:

از بیان مطالبى که به درستى به زوایاى آن آگاهى ندارد، خوددارى کند که خداوند در قرآن کریم مى فرماید: (و لا تَقْفُ مَا لَیسَ لَکَ بِهِ عِلْمُ)؛ «آنچه را به آن آگاهى ندارى، پیروى مکن.»

حضرت على (علیه السلام) نیز در این باره مى فرماید: «چیزى را که نمى دانى، مگو، بلکه همه چیزهایى را که مى دانى هم مگو.»

همچنین، استاد نباید بر اساس حب و بغض شخصى، مطالب کسى را رد کند، بلکه حقیقت نگرى و واقع گرایى را سر لوحه کار خویش قرار دهد که مولوى مى گوید:

چون غرض آمد، هنر پوشیده شد

صد حجاب از دل به سوى دیده شد

استفاده از بهترین شیوه تدریس، براى تفهیم دانش آموزان ضرورى است. پس معلم باید از به کار بردن الفاظ با محتوا و قالب یکسان، بیش از یک بار پرهیز کند؛ زیرا مطلب براى مخاطبان روشن شده و تکرار آن خسته کننده است و نکته آخر این که به موضوعى که از آن سخن مى گوید، حتما علاقه و ایمان و بصیرت داشته باشد.

ارتباط معلم با دانش آموزان

اثر بخشى بدون ارتباط، بى معناست. همه معلمان در همان ابتداى کارشان در مى یابند که ابتدایى ترین و در عین حال مهم ترین وظیفه آنان، چگونگى برقرارى ارتباط با شاگردان است. معلمانى که خواهان ایجاد یک رابطه کارآمد با دانش آموزان هستند، نباید در کلاس بر تنبیه تأکید ورزند، بلکه تا آنجا که ممکن است براى اجتناب از مخدوش شدن رابطه معلم و شاگرد، در استفاده از تنبیه خست نشان دهند و در صورت تکرار رفتارهاى نامناسب از جانب دانش آموزان، از تنبیه هاى ملایم مانند محرومیت که بیشتر جنبه نمادین دارد، استفاده کنند.

یکى دیگر از راه هاى برقرارى ارتباط، استفاده از شوخى است، ولى به شرط آنکه این شوخى ملایم، محترمانه و ظریف باشد. بهتر است معلمان، جو کلاس را پر نشاط و شاد سازند، ولى نباید یک یا چند نفر از دانش آموزان کلاس موضوع خنده باشند،

گیزه سود دنیایى

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم تیر 1389ساعت 0:47  توسط malia sadt  | 

ستیز من با تاریکیست ، من برای نبرد با تاریکی شمشیر روی تاریکی نمی کشم؛ چراغ می افروزم.

زرتشت

 

من آن گلبرگ مغروم

که می میرم ز بی آبی

ولی با حسرت و خواری پی شبنم نمی گردم


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم تیر 1389ساعت 13:30  توسط malia sadt  |