توانایى علمى استاد
در عرصه تعلیم و تربیت عواملى تأثیرگذار بوده و زمینه ساز توفیق به شمار مى آیند. نخستین عامل قدرت علمى استاد است. بى شک، توانایى علمى استاد در شکوفایى علمى و تکامل فرهنگى شاگردان نقش محورى دارد که این توانایى در ابعاد زیر تجلى مى یابد. هر استادى باید با پیش مطالعه و جمع آورى مطالب مورد نظر به ارائه درس بپردازد. نداشتن مطالعه پیشین و گردآورى نکردن تحقیقات لازم، سبب پراکنده گویى و سطحى نگرى معلم و اتلاف وقت دانش آموزان مى شود و به طبع، رونق علمى کلاس از بین مى رود. استاد باید بر مطالب و مسائل مرتبط با موضوع اصلى درس احاطه داشته باشد.
همچنین باید از دیدى علمى و بیانى عالمانه برخوردار باشد. پس باید به طرح مباحثى بپردازد که درستى آن براى خودش به اثبات رسیده و جزء باورهاى علمى او شده باشد و از بیان مطالبى که در آن مطالعه و تحقیقى ندارد یا از حوزه مهارت و تخصص وى بیرون است، بپرهیزد. همچنین، از اظهار نظر درباره پرسش هایى که به آن اشراف کامل علمى ندارد، دورى کند و به آسانى بگوید: «نمى دانم» و از دو پهلوگویى پرهیز کند. این نکته مهم؛ یعنى خوددارى از سخن غیر عالمانه، در فرهنگ اسلامى به عنوان حق الهى شناخته شده است. در روایتى آمده است: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدند: حق خدا بر خلق چیست؟ حضرت فرمود: «آن است که آنچه مى دانند، بگویند و از گفتن چیزى که نمى دانند، خوددارى کنند. در چنین وقتى است که حق خدا را ادا کرده اند».
آن حضرت در کلامى دیگر فرمود:
آدمى در رویارویى با پرسشى که پاسخش را نمى داند، باید بگوید «نمى دانم»، نه آنکه بگوید: «خدا داناتر است»؛ زیرا چنین سخنى، پرسش گر را به تردید مى افکند و سؤال شونده را در معرض اتهام قرار مى دهد.
روش تدریس
از نشانه هاى قدرت علمى استاد، شیوه ارائه بحث و تسلط بر مطالب درس است. استاد باید براى هر چه بهتر و پر بار کردن فضاى علمى کلاس و بالا بردن جذابیت آن، همواره بکوشد. به این معنا که با آمادگى ذهنى و خلاقیت فکرى، زمینه انتقال بهتر مطالب را فراهم آورد و بر ترغیب و توجه علمى دانشجویان بیفزاید. دیگر آن که، مباحث درس را به گونه اى مرتب و منظم کند که با توجه به فرصت کلاس، مطلبى فراموش نشود و از قلم نیفتد. در این راه، صفت بردبارى براى استاد بسیار لازم است. استاد خسته و کم حوصله، هیچ گاه کارآیى لازم علمى و برخورد مناسب اخلاقى ندارد.
البته نوآورى و ابتکار در هر کارى معناى خاص خود را دارد و در این جا، به این معناست که استاد در نوع و روش ارائه درس، صاحب نوآورى باشد و از کلام و بیان تازه و نو استفاده کند. این امر جز با تحقیق و تتبع از یک سو و تعمق و تفکر از سوى دیگر میسر نمى گردد. کلاس یکنواخت و بدون تنوع و تازگى، فاقد حرکت علمى و انگیزه پژوهشى خواهد بود. استاد باید از یک سویه بودن بحث پرهیز کند و دانش آموزان را به سوى پرسش گرى سوق دهد. این رویه، توجه و تأمل شاگردان را بر مى انگیزد. شرکت دادن ایشان در مباحث درسى، دریچه هاى دیگرى از علم را به روى آنان مى گشاید. همان گونه که امام صادق (علیه السلام) مى فرماید: «پرسشگرى کلید علم است».
جاذبه معنوى معلم
معنویت استاد در کنار قدرت علمى او در سامان دهى صحیح شخصیت دانشجو مؤثر است. داشتن روح پاکیزه و با طهارت از نخستین نشانه هاى استاد باتقواست و این طهارت روحى بر روح و جان دانشجو نیز اثر مى گذارد. نورانیت معلم، نشانگر روح پاک اوست؛ زیرا علم نورى است که در هر قالبى نمى گنجد و به هر قلبى جارى نمى گردد؛ جز آن که روح آدمى به درجه والاى تقوا و تدین رسیده باشد. در روایتى از امام صادق (علیه السلام) آمده است: «علم به آموختن نیست، بلکه نورى است که در قلب کسى که خدا هدایتش را بخواهد جاى مى گیرد».
جلوه دیگر معنویت استاد این است که تعلیم و تربیت را وظیفه الهى بداند. البته این بدان معنا نیست که هیچ گونه توجه و چشم داشتى به مسائل مادى نداشته باشد، بلکه معنویت را برتر از امور مادى بداند و به منفعت هاى مادى چندان توجهى نداشته باشد. در این صورت، برکات فراگیر تعلیم و تربیت بر جنبه هاى مادى زندگى نیز اثر مى گذارد. از امام صادق (علیه السلام) روایت است که فرمود:
آتوانایى علمى استاد
در عرصه تعلیم و تربیت عواملى تأثیرگذار بوده و زمینه ساز توفیق به شمار مى آیند. نخستین عامل قدرت علمى استاد است. بى شک، توانایى علمى استاد در شکوفایى علمى و تکامل فرهنگى شاگردان نقش محورى دارد که این توانایى در ابعاد زیر تجلى مى یابد. هر استادى باید با پیش مطالعه و جمع آورى مطالب مورد نظر به ارائه درس بپردازد. نداشتن مطالعه پیشین و گردآورى نکردن تحقیقات لازم، سبب پراکنده گویى و سطحى نگرى معلم و اتلاف وقت دانش آموزان مى شود و به طبع، رونق علمى کلاس از بین مى رود. استاد باید بر مطالب و مسائل مرتبط با موضوع اصلى درس احاطه داشته باشد.
همچنین باید از دیدى علمى و بیانى عالمانه برخوردار باشد. پس باید به طرح مباحثى بپردازد که درستى آن براى خودش به اثبات رسیده و جزء باورهاى علمى او شده باشد و از بیان مطالبى که در آن مطالعه و تحقیقى ندارد یا از حوزه مهارت و تخصص وى بیرون است، بپرهیزد. همچنین، از اظهار نظر درباره پرسش هایى که به آن اشراف کامل علمى ندارد، دورى کند و به آسانى بگوید: «نمى دانم» و از دو پهلوگویى پرهیز کند. این نکته مهم؛ یعنى خوددارى از سخن غیر عالمانه، در فرهنگ اسلامى به عنوان حق الهى شناخته شده است. در روایتى آمده است: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدند: حق خدا بر خلق چیست؟ حضرت فرمود: «آن است که آنچه مى دانند، بگویند و از گفتن چیزى که نمى دانند، خوددارى کنند. در چنین وقتى است که حق خدا را ادا کرده اند».
آن حضرت در کلامى دیگر فرمود:
آدمى در رویارویى با پرسشى که پاسخش را نمى داند، باید بگوید «نمى دانم»، نه آنکه بگوید: «خدا داناتر است»؛ زیرا چنین سخنى، پرسش گر را به تردید مى افکند و سؤال شونده را در معرض اتهام قرار مى دهد.
روش تدریس
از نشانه هاى قدرت علمى استاد، شیوه ارائه بحث و تسلط بر مطالب درس است. استاد باید براى هر چه بهتر و پر بار کردن فضاى علمى کلاس و بالا بردن جذابیت آن، همواره بکوشد. به این معنا که با آمادگى ذهنى و خلاقیت فکرى، زمینه انتقال بهتر مطالب را فراهم آورد و بر ترغیب و توجه علمى دانشجویان بیفزاید. دیگر آن که، مباحث درس را به گونه اى مرتب و منظم کند که با توجه به فرصت کلاس، مطلبى فراموش نشود و از قلم نیفتد. در این راه، صفت بردبارى براى استاد بسیار لازم است. استاد خسته و کم حوصله، هیچ گاه کارآیى لازم علمى و برخورد مناسب اخلاقى ندارد.
البته نوآورى و ابتکار در هر کارى معناى خاص خود را دارد و در این جا، به این معناست که استاد در نوع و روش ارائه درس، صاحب نوآورى باشد و از کلام و بیان تازه و نو استفاده کند. این امر جز با تحقیق و تتبع از یک سو و تعمق و تفکر از سوى دیگر میسر نمى گردد. کلاس یکنواخت و بدون تنوع و تازگى، فاقد حرکت علمى و انگیزه پژوهشى خواهد بود. استاد باید از یک سویه بودن بحث پرهیز کند و دانش آموزان را به سوى پرسش گرى سوق دهد. این رویه، توجه و تأمل شاگردان را بر مى انگیزد. شرکت دادن ایشان در مباحث درسى، دریچه هاى دیگرى از علم را به روى آنان مى گشاید. همان گونه که امام صادق (علیه السلام) مى فرماید: «پرسشگرى کلید علم است».
جاذبه معنوى معلم
معنویت استاد در کنار قدرت علمى او در سامان دهى صحیح شخصیت دانشجو مؤثر است. داشتن روح پاکیزه و با طهارت از نخستین نشانه هاى استاد باتقواست و این طهارت روحى بر روح و جان دانشجو نیز اثر مى گذارد. نورانیت معلم، نشانگر روح پاک اوست؛ زیرا علم نورى است که در هر قالبى نمى گنجد و به هر قلبى جارى نمى گردد؛ جز آن که روح آدمى به درجه والاى تقوا و تدین رسیده باشد. در روایتى از امام صادق (علیه السلام) آمده است: «علم به آموختن نیست، بلکه نورى است که در قلب کسى که خدا هدایتش را بخواهد جاى مى گیرد».
جلوه دیگر معنویت استاد این است که تعلیم و تربیت را وظیفه الهى بداند. البته این بدان معنا نیست که هیچ گونه توجه و چشم داشتى به مسائل مادى نداشته باشد، بلکه معنویت را برتر از امور مادى بداند و به منفعت هاى مادى چندان توجهى نداشته باشد. در این صورت، برکات فراگیر تعلیم و تربیت بر جنبه هاى مادى زندگى نیز اثر مى گذارد. از امام صادق (علیه السلام) روایت است که فرمود:
آن که سخن علمى را به انگیزه سود دنیایى ن که سخن علمى را به انجلوه دیگر معنویت استاد این است که تعلیم و تربیت را وظیفه الهى بداند. البته این بدان معنا نیست که هیچ گونه توجه و چشم داشتى به مسائل مادى نداشته باشد، بلکه معنویت را برتر از امور مادى بداند و به منفعت هاى مادى چندان توجهى نداشته باشد. در این صورت، برکات فراگیر تعلیم و تربیت بر جنبه هاى مادى زندگى نیز اثر مى گذارد. از امام صادق (علیه السلام) روایت است که فرمود:
آن که سخن علمى را به انگیزه سود دنیایى بخواهد، از بهره اخروى نصیبى ندارد و کسى که آن را براى خیر و رهاورد آخرت مى جوید، خدا به او خیر فراگیر دنیا و آخرت را خواهد بخشید.
همچنین استاد باید وظیفه خود را جدى بگیرد و آن را امرى حاشیه اى نداند؛ زیرا چنین روحیه اى میزان محبوبیت علمى و اخلاقى استاد را کاهش مى دهد. داشتن حس مسئولیت و وظیفه شناسى در قبال تدریس از سرمایه هاى معنوى استاد است. جلوه آشکار چنین روحیه اى نظم و انضباط، حضور به موقع، بهره گیرى از تمام فرصت ها و پدید آوردن روح تحقیق و توجه به سلامت اخلاقى دانشجوست.
شادابى اخلاقى، صداقت و امانت دارى استاد
استادى موفق است که نهاد کلاس و کلامش بر پایه روانى شاد و رویى گشاده بنا شده باشد. از این رو، ناراحتى هاى احتمالى بیرون از محیط تدریس نباید به صحنه درس و کار علمى او وارد شود؛ زیرا بر کارش تأثیر منفى خواهد داشت. به همین دلیل در فرهنگ دینى، بر اظهار شادابى حتى در حالت غم و اندوه تأکید شده است. امام على (علیه السلام) مى فرماید: «مؤمن واقعى شادى اش پیدا و اندوهش پنهان است.»
متانت و ادب استاد در شیوه نگاه، کلام، لباس پوشیدن، راه رفتن و نشست و برخاستن آشکار مى شود. استاد در عین نرمى و فروتنى باید بسیار سنگین و با وقار باشد و از شوخى زیاد و ناروا بپرهیزد. امام صادق (علیه السلام) هشدار مى دهد که: «شوخى زیاد، موجب شکستن شخصیت و مایه آبروریزى انسان و یا جرئت دیگران مى گردد.»
همچنین استاد باید صادق و امانت دار باشد؛ زیرا این ویژگى از والاترین ارزش هاى اخلاقى به شمار مى رود. در کلام دیگرى از امام صادق (علیه السلام) آمده است:
«خداوند متعال هیچ پیامبرى را جز به راستگویى و امانت دارى نسبت به همگان، چه خوبان و چه بدان فرا نخوانده است و معلمى نیز شغل پیامبرى است و باید مانند پیامبر مشى کرد.»
در حقیقت دانشجو و دانش آموز، امانتى هستند که به مدرسه و دانشگاه سپرده مى شوند و این معلم و استاد است که باید با تلاش و بهره گیرى از همه ظرفیت هاى تعلیم و تربیت، آنان را به سر منزل مقصود رهنمون شوند.
در کار علمى سخنى درست و پذیرفته است که محققانه باشد و استادى امین است که نگرش و نگاهش تربیت ساز و اخلاق آفرین باشد. از این رو، معلم باید همواره مراقب گفتار و رفتار خویش باشد. یک استاد شایسته از رفتار ناپسند دانش پژوه، بى اعتنا نمى گذرد، بلکه با درستى و خیر اندیشى در صلاح او مى کوشد.
محبت و صمیمیت استاد
هر چه پیوند عاطفى میان استاد و دانشجو عمیق تر باشد، شوق علمى دانش پژوه بیشتر مى گردد. در حقیقت، مهر و محبت استاد، راه ارتقاى علمى و اعتلاى اخلاقى را براى شاگردان هموار مى سازد. اگر استاد بخواهد نفوذ کلام داشته باشد، باید با دانشجویش ارتباطى گرم و بى آلایش برقرار کند و انسى همراه با میل و شوق داشته باشد. این ویژگى، سبب تسلط روحى استاد بر فضاى دل و جان شاگردان مى شود و آنان همواره او را به عنوان رهبرى سازنده خواهند پذیرفت. بردبارى و نرم خویى، یکى از شرایط برقرارى چنین ارتباط تأثیرگذارى است. امام سجاد (علیه السلام) مى فرماید: «از حقوق شاگردان بر استاد آن است که با آنان به درشتى و سختى رفتار نکند.»
نرم خویى استاد سبب ارتباط آسان دانشجو با وى مى شود و از راهنمایى هاى رحمت آفرین او استفاده مى برد. اگر استاد لباس بردبارى و فروتنى بر تن کند، این ارتباط ماندگار و ثمربخش خواهد بود. امام على (علیه السلام) مى فرماید: «دانشمند سه نشانه دارد: دانش، بردبارى و سکوت.»
تلاش براى تربیت دینى دانش آموز
معلم هماره دو وظیفه مهم بر عهده دارد: یکى آموزش و دیگرى پرورش. نتیجه آموزش، عالم شدن است و فایده پرورش، انسان شدن. علم و ایمان مکمل یکدیگر هستند و وجود عالم بى ایمان و مؤمن نادان، براى جامعه زیان بار است. پس معلمان در کنار تربیت علمى باید به رشد دینى دانش آموزان نیز بپردازند. حضرت على (علیه السلام) درباره تربیت پذیرى جوانان مى فرماید: «قلب نوجوان مانند زمین کاشته نشده، آماده پذیرش هر بذرى است که در آن پاشیده شود.»
یکى از روش هاى تربیت دینى، به کارگیرى پند و اندرز است که اگر بجا و مناسب از آن استفاده شود، بسیار مؤثر است:
نصیحت که خالى بود از غرض
چو داروى تلخ است، دفع مرض
سعدى
البته ممکن است آثار پند و اندرز، فورى نباشد، ولى در درازمدت اثر خویش را نشان مى دهد، همان گونه که سعدى سروده است:
گر چه دانىهمچنین معلم باید از تبعیض میان دانش آموزان بپرهیزد و با عدالت با آنان رفتار کند. البته معلم نباید تفاوت هاى فردى فراگیران را نادیده بگیرد و همه آن ها را یکسان تحت آموزش و پرورش قرار دهد، بلکه باید تفاوت ها و قابلیت هاى دانش آموزان را بشناسد و مطابق با هر کدام، رفتارى مناسب در پیش گیرد. معلم باید به صورت کلامى یا در عمل، به شاگردان بفهماند که هر یک از آن ها وجودى پر فایده و منحصر به فرد دارند.
معلمان باید براى اثبات علاقه خود به دانش آموزان و به دنبال آن جلب همکارى آنان، راه هایى بیابند تا فراتر از آنچه دانش آموزان انتظار دارند، عمل کنند. براى مثال، در زمان استراحت نیز به گرمى شاگردان را بپذیرند و به پرسش هاى آنان پاسخ دهند و این حس را به آنان منتقل کنند که مزاحم نیستند و معلم از کار کردن و کمک به آن ها لذت مى برد. معلمانى که به هنگام برخورد با دانش آموزان خلق و خوى ثابت و آرامى داشته باشند، بهتر مى توانند ارتباط خود را با دانش آموزان تحکیم بخشند.
دانش آموزان دوست دارند به معلمانى تکیه کنند که با ثبات و قابل پیش بینى هستند. بر عکس، دانش آموزان براى جلب توجه و کمک معلمى که رفتارش غیر قابل پیش بینى است، ناگریز از تغییر خود هستند و همواره فکر آنان درگیر این موضوع است که آموزگار چگونه با آن ها برخورد خواهد کرد.
پى نوشت ها:
که نشنوند، بگوى
هر چه دانى ز نیکخواهى و پند
زود باشد که خیره سر بینى
به دو پاى اوفتاده اندر بند
دست بر دست مى زند که دریغ
نشنیدم حدیث دانشمند!
ممکن است دانش آموز مطالب علمى را فراموش کند، ولى به سختى مطالب دینى و اخلاقى را از یاد خواهد برد.
عشق یا بى میلى معلم به حرفه خود
بى اعتنایى و بى میلى معلم، آسیب جدى براى علم و دانش است، به ویژه اگر این بى میلى به دانش آموز نیز منتقل شود. اگر این سردى در دانش آموز نیز جریان یابد دچار افت تحصیلى شدیدى مى شود و آینده ناامید کننده معلش را در برابر خود مى بیند.
اگر معلم زندگى خود را با دیگران مقایسه و به زندگى تجملى دیگران توجه کند، احساس نارضایتى به او دست مى دهد و تصور مى کند که علم و دانش در جامعه بى ارزش شده است و در نتیجه، نمى تواند این تبعیض مالى را تحمل کند و رنج و اندوه او را فرا مى گیرد و با خود مى گوید:
افسوس که نان پخته، خامان دارند
اسبابِ تمام، ناتمامان دارند
آنان که به بردگى نمى ارزیدند
اکنون کنیزان و غلامان دارند
علامه فاضل گروسى
معلم باید بداند که ارزش آدمى به مال و ثروت نیست؛ زیرا معلمان، از جایگاهى والا میان نیک فطرتان جامعه برخوردارند و باید به امید گشایش و پیشرفت بیشتر در حکومت اسلامى از این آزمون ها سربلند بیرون آیند و ارزش علم و اندیشه را به خوبى پاس بدارند تا شاگردان نیز از احترام به علم و دانش معلمان خود درس بگیرند و انگیزه خود را براى فراگیرى افزایش دهند. معلم باید با مطرح کردن ارزش علم و مقام دانشمند، دانش آموزان را به کسب علم و دانش تشویق و از مقام والاى عالم نزد خالق متعال آگاه کند که در قرآن آمده است:
«خداوند، کسانى را که ایمان آورده اند و کسانى را که به آنان علم داده شده است، درجات عظیمى مى بخشد.» (مجادله: 11)
علما و دانشمندان بر همه گروه ها برترى دارند:
خور و خواب تنها، طریق دد است
بر این بودن، آیین نابخرد است
خُنُک نیک بختى که در گوشه اى
به دست آرد از معرفت توشه اى
سعدى
معلم مى تواند با بیان آیه ها و روایت ها در فضیلت علم و دانش، شیوه زندگى دانشمندان و خدمات آنان، ناپایدارى دنیا و مادیات، بقاى علم و معرفت و با بازگو کردن سخنان بزرگان و اشعار شاعران در این باره انگیزه دانش جویاستاد
در عرصه تعلیم و تربیت عواملى تأثیرگذار بوده و زمینه ساز توفیق به شمار مى آیند. نخستین عامل قدرت علمى استاد است. بى شک، توانایى علمى استاد در شکوفایى علمى و تکامل فرهنگى شاگردان نقش محورى دارد که این توانایى در ابعاد زیر تجلى مى یابد. هر استادى باید با پیش مطالعه و جمع آورى مطالب مورد نظر به ارائه درس بپردازد. نداشتن مطالعه پیشین و گردآورى نکردن تحقیقات لازم، سبب پراکنده گویى و سطحى نگرى معلم و اتلاف وقت دانش آموزان مى شود و به طبع، رونق علمى کلاس از بین مى رود. استاد باید بر مطالب و مسائل مرتبط با موضوع اصلى درس احاطه داشته باشد.
همچنین باید از دیدى علمى و بیانى عالمانه برخوردار باشد. پس باید به طرح مباحثى بپردازد که درستى آن براى خودش به اثبات رسیده و جزء باورهاى علمى او شده باشد و از بیان مطالبى که در آن مطالعه و تحقیقى ندارد یا از حوزه مهارت و تخصص وى بیرون است، بپرهیزد. همچنین، از اظهار نظر درباره پرسش هایى که به آن اشراف کامل علمى ندارد، دورى کند و به آسانى بگوید: «نمى دانم» و از دو پهلوگویى پرهیز کند. این نکته مهم؛ یعنى خوددارى از سخن غیر عالمانه، در فرهنگ اسلامى به عنوان حق الهى شناخته شده است. در روایتى آمده است: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدند: حق خدا بر خلق چیست؟ حضرت فرمود: «آن است که آنچه مى دانند، بگویند و از گفتن چیزى که نمى دانند، خوددارى کنند. در چنین وقتى است که حق خدا را ادا کرده اند».
آن حضرت در کلامى دیگر فرمود:
آدمى در رویارویى با پرسشى که پاسخش را نمى داند، باید بگوید «نمى دانم»، نه آنکه بگوید: «خدا داناتر است»؛ زیرا چنین سخنى، پرسش گر را به تردید مى افکند و سؤال شونده را در معرض اتهام قرار مى دهد.
روش تدریس
از نشانه هاى قدرت علمى استاد، شیوه ارائه بحث و تسلط بر مطالب درس است. استاد باید براى هر چه بهتر و پر بار کردن فضاى علمى کلاس و بالا بردن جذابیت آن، همواره بکوشد. به این معنا که با آمادگى ذهنى و خلاقیت فکرى، زمینه انتقال بهتر مطالب را فراهم آورد و بر ترغیب و توجه علمى دانشجویان بیفزاید. دیگر آن که، مباحث درس را به گونه اى مرتب و منظم کند که با توجه به فرصت کلاس، مطلبى فراموش نشود و از قلم نیفتد. در این راه، صفت بردبارى براى استاد بسیار لازم است. استاد خسته و کم حوصله، هیچ گاه کارآیى لازم علمى و برخورد مناسب اخلاقى ندارد.
البته نوآورى و ابتکار در هر کارى معناى خاص خود را دارد و در این جا، به این معناست که استاد در نوع و روش ارائه درس، صاحب نوآورى باشد و از کلام و بیان تازه و نو استفاده کند. این امر جز با تحقیق و تتبع از یک سو و تعمق و تفکر از سوى دیگر میسر نمى گردد. کلاس یکنواخت و بدون تنوع و تازگى، فاقد حرکت علمى و انگیزه پژوهشى خواهد بود. استاد باید از یک سویه بودن بحث پرهیز کند و دانش آموزان را به سوى پرسش گرى سوق دهد. این رویه، توجه و تأمل شاگردان را بر مى انگیزد. شرکت دادن ایشان در مباحث درسى، دریچه هاى دیگرى از علم را به روى آنان مى گشاید. همان گونه که امام صادق (علیه السلام) مى فرماید: «پرسشگرى کلید علم است».
جاذبه معنوى معلم
معنویت استاد در کنار قدرت علمى او در سامان دهى صحیح شخصیت دانشجو مؤثر است. داشتن روح پاکیزه و با طهارت از نخستین نشانه هاى استاد باتقواست و این طهارت روحى بر روح و جان دانشجو نیز اثر مى گذارد. نورانیت معلم، نشانگر روح پاک اوست؛ زیرا علم نورى است که در هر قالبى نمى گنجد و به هر قلبى جارى نمى گردد؛ جز آن که روح آدمى به درجه والاى تقوا و تدین رسیده باشد. در روایتى از امام صادق (علیه السلام) آمده است: «علم به آموختن نیست، بلکه نورى است که در قلب کسى که خدا هدایتش را بخواهد جاى مى گیرد».
جلوه دیگر معنویت استاد این است که تعلیم و تربیت را وظیفه الهى بداند. البته این بدان معنا نیست که هیچ گونه توجه و چشم داشتى به مسائل مادى نداشته باشد، بلکه معنویت را برتر از امور مادى بداند و به منفعت هاى مادى چندان توجهى نداشته باشد. در این صورت، برکات فراگیر تعلیم و تربیت بر جنبه هاى مادى زندگى نیز اثر مى گذارد. از امام صادق (علیه السلام) روایت است که فرمود:
آن که سخن علمى را به انگیزه سود دنیایى بخواهد، از بهره اخروى نصیبى ندارد و کسى که آن را براى خیر و رهاورد آخرت مى جوید، خدا به او خیر فراگیر دنیا و آخرت را خواهد بخشید.
همچنین استاد باید وظیفه خود را جدى بگیرد و آن را امرى حاشیه اى نداند؛ زیرا چنین روحیه اى میزان محبوبیت علمى و اخلاقى استاد را کاهش مى دهد. داشتن حس مسئولیت و وظیفه شناسى در قبال تدریس از سرمایه هاى معنوى استاد است. جلوه آشکار چنین روحیه اى نظم و انضباط، حضور به موقع، بهره گیرى از تمام فرصت ها و پدید آوردن روح تحقیق و توجه به سلامت اخلاقى دانشجوست.
شادابى اخلاقى، صداقت و امانت دارى استاد
استادى موفق است که نهاد کلاس و کلامش بر پایه روانى شاد و رویى گشاده بنا شده باشد. از این رو، ناراحتى هاى احتمالى بیرون از محیط تدریس نباید به صحنه درس و کار علمى او وارد شود؛ زیرا بر کارش تأثیر منفى خواهد داشت. به همین دلیل در فرهنگ دینى، بر اظهار شادابى حتى در حالت غم و اندوه تأکید شده است. امام على (علیه السلام) مى فرماید: «مؤمن واقعى شادى اش پیدا و اندوهش پنهان است.»
متانت و ادب استاد در شیوه نگاه، کلام، لباس پوشیدن، راه رفتن و نشست و برخاستن آشکار مى شود. استاد در عین نرمى و فروتنى باید بسیار سنگین و با وقار باشد و از شوخى زیاد و ناروا بپرهیزد. امام صادق (علیه السلام) هشدار مى دهد که: «شوخى زیاد، موجب شکستن شخصیت و مایه آبروریزى انسان و یا جرئت دیگران مى گردد.»
همچنین استاد باید صادق و امانت دار باشد؛ زیرا این ویژگى از والاترین ارزش هاى اخلاقى به شمار مى رود. در کلام دیگرى از امام صادق (علیه السلام) آمده است:
«خداوند متعال هیچ پیامبرى را جز به راستگویى و امانت دارى نسبت به همگان، چه خوبان و چه بدان فرا نخوانده است و معلمى نیز شغل پیامبرى است و باید مانند پیامبر مشى کرد.»
در حقیقت دانشجو و دانش آموز، امانتى هستند که به مدرسه و دانشگاه سپرده مى شوند و این معلم و استاد است که باید با تلاش و بهره گیرى از همه ظرفیت هاى تعلیم و تربیت، آنان را به سر منزل مقصود رهنمون شوند.
در کار علمى سخنى درست و پذیرفته است که محققانه باشد و استادى امین است که نگرش و نگاهش تربیت ساز و اخلاق آفرین باشد. از این رو، معلم باید همواره مراقب گفتار و رفتار خویش باشد. یک استاد شایسته از رفتار ناپسند دانش پژوه، بى اعتنا نمى گذرد، بلکه با درستى و خیر اندیشى در صلاح او مى کوشد.
محبت و صمیمیت استاد
هر چه پیوند عاطفى میان استاد و دانشجو عمیق تر باشد، شوق علمى دانش پژوه بیشتر مى گردد. در حقیقت، مهر و محبت استاد، راه ارتقاى علمى و اعتلاى اخلاقى را براى شاگردان هموار مى سازد. اگر استاد بخواهد نفوذ کلام داشته باشد، باید با دانشجویش ارتباطى گرم و بى آلایش برقرار کند و انسى همراه با میل و شوق داشته باشد. این ویژگى، سبب تسلط روحى استاد بر فضاى دل و جان شاگردان مى شود و آنان همواره او را به عنوان رهبرى سازنده خواهند پذیرفت. بردبارى و نرم خویى، یکى از شرایط برقرارى چنین ارتباط تأثیرگذارى است. امام سجاد (علیه السلام) مى فرماید: «از حقوق شاگردان بر استاد آن است که با آنان به درشتى و سختى رفتار نکند.»
نرم خویى استاد سبب ارتباط آسان دانشجو با وى مى شود و از راهنمایى هاى رحمت آفرین او استفاده مى برد. اگر استاد لباس بردبارى و فروتنى بر تن کند، این ارتباط ماندگار و ثمربخش خواهد بود. امام على (علیه السلام) مى فرماید: «دانشمند سه نشانه دارد: دانش، بردبارى و سکوت.»
تلاش براى تربیت دینى دانش آموز
معلم هماره دو وظیفه مهم بر عهده دارد: یکى آموزش و دیگرى پرورش. نتیجه آموزش، عالم شدن است و فایده پرورش، انسان شدن. علم و ایمان مکمل یکدیگر هستند و وجود عالم بى ایمان و مؤمن نادان، براى جامعه زیان بار است. پس معلمان در کنار تربیت علمى باید به رشد دینى دانش آموزان نیز بپردازند. حضرت على (علیه السلام) درباره تربیت پذیرى جوانان مى فرماید: «قلب نوجوان مانند زمین کاشته نشده، آماده پذیرش هر بذرى است که در آن پاشیده شود.»
یکى از روش هاى تربیت دینى، به کارگیرى پند و اندرز است که اگر بجا و مناسب از آن استفاده شود، بسیار مؤثر است:
نصیحت که خالى بود از غرض
چو داروى تلخ است، دفع مرض
سعدى
البته ممکن است آثار پند و اندرز، فورى نباشد، ولى در درازمدت اثر خویش را نشان مى دهد، همان گونه که سعدى سروده است:
گر چه دانى که نشنوند، بگوى
هر چه دانى ز نیکخواهى و پند
زود باشد که خیره سر بینى
به دو پاى اوفتاده اندر بند
دست بر دست مى زند که دریغ
نشنیدم حدیث دانشمند!
ممکن است دانش آموز مطالب علمى را فراموش کند، ولى به سختى مطالب دینى و اخلاقى را از یاد خواهد برد.
عشق یا بى میلى معلم به حرفه خود
بى اعتنایى و بى میلى معلم، آسیب جدى براى علم و دانش است، به ویژه اگر این بى میلى به دانش آموز نیز منتقل شود. اگر این سردى در دانش آموز نیز جریان یابد دچار افت تحصیلى شدیدى مى شود و آینده ناامید کننده معلش را در برابر خود مى بیند.
اگر معلم زندگى خود را با دیگران مقایسه و به زندگى تجملى دیگران توجه کند، احساس نارضایتى به او دست مى دهد و تصور مى کند که علم و دانش در جامعه بى ارزش شده است و در نتیجه، نمى تواند این تبعیض مالى را تحمل کند و رنج و اندوه او را فرا مى گیرد و با خود مى گوید:
افسوس که نان پخته، خامان دارند
اسبابِ تمام، ناتمامان دارند
آنان که به بردگى نمى ارزیدند
اکنون کنیزان و غلامان دارند
علامه فاضل گروسى
معلم باید بداند که ارزش آدمى به مال و ثروت نیست؛ زیرا معلمان، از جایگاهى والا میان نیک فطرتان جامعه برخوردارند و باید به امید گشایش و پیشرفت بیشتر در حکومت اسلامى از این آزمون ها سربلند بیرون آیند و ارزش علم و اندیشه را به خوبى پاس بدارند تا شاگردان نیز از احترام به علم و دانش معلمان خود درس بگیرند و انگیزه خود را براى فراگیرى افزایش دهند. معلم باید با مطرح کردن ارزش علم و مقام دانشمند، دانش آموزان را به کسب علم و دانش تشویق و از مقام والاى عالم نزد خالق متعال آگاه کند که در قرآن آمده است:
«خداوند، کسانى را که ایمان آورده اند و کسانى را که به آنان علم داده شده است، درجات عظیمى مى بخشد.» (مجادله: 11)
علما و دانشمندان بر همه گروه ها برترى دارند:
خور و خواب تنها، طریق دد است
بر این بودن، آیین نابخرد است
خُنُک نیک بختى که در گوشه اى
به دست آرد از معرفت توشه اى
سعدى
معلم مى تواند با بیان آیه ها و روایت ها در فضیلت علم و دانش، شیوه زندگى دانشمندان و خدمات آنان، ناپایدارى دنیا و مادیات، بقاى علم و معرفت و با بازگو کردن سخنان بزرگان و اشعار شاعران در این باره انگیزه دانش جویى را در شاگردان خویش افزایش دهد.
طرح معلم براى تدریس
«معلم باید درس و بحث خود را قبلاً مطالعه کرده و آن را به صورت مدون در آورد تا از شتاب زدگى، لغزش و واژگونى درک و فهم در امان باشد. در طرح درس تمام زوایاى امر مقدس تدریس مورد بررسى قرار مى گیرد و براى معلم مشخص مى شود که درس خود را به چه شیوه اى مطرح کند و از کجا و چگونه شروع و به کجا ختم کند.
طرح درس باعث مى شود که مخاطبان، مطالب را در کمترین زمان و به بهترین شیوه دریافت کنند و در نتیجه، از سخن معلم خسته نمى شوند و همواره مشتاق و تشنه دریافت علم خواهند بود.»
معلم باید در طرح درس، به این نکته ها توجه کند:
از بیان مطالبى که به درستى به زوایاى آن آگاهى ندارد، خوددارى کند که خداوند در قرآن کریم مى فرماید: (و لا تَقْفُ مَا لَیسَ لَکَ بِهِ عِلْمُ)؛ «آنچه را به آن آگاهى ندارى، پیروى مکن.»
حضرت على (علیه السلام) نیز در این باره مى فرماید: «چیزى را که نمى دانى، مگو، بلکه همه چیزهایى را که مى دانى هم مگو.»
همچنین، استاد نباید بر اساس حب و بغض شخصى، مطالب کسى را رد کند، بلکه حقیقت نگرى و واقع گرایى را سر لوحه کار خویش قرار دهد که مولوى مى گوید:
چون غرض آمد، هنر پوشیده شد
صد حجاب از دل به سوى دیده شد
استفاده از بهترین شیوه تدریس، براى تفهیم دانش آموزان ضرورى است. پس معلم باید از به کار بردن الفاظ با محتوا و قالب یکسان، بیش از یک بار پرهیز کند؛ زیرا مطلب براى مخاطبان روشن شده و تکرار آن خسته کننده است و نکته آخر این که به موضوعى که از آن سخن مى گوید، حتما علاقه و ایمان و بصیرت داشته باشد.
ارتباط معلم با دانش آموزان
اثر بخشى بدون ارتباط، بى معناست. همه معلمان در همان ابتداى کارشان در مى یابند که ابتدایى ترین و در عین حال مهم ترین وظیفه آنان، چگونگى برقرارى ارتباط با شاگردان است. معلمانى که خواهان ایجاد یک رابطه کارآمد با دانش آموزان هستند، نباید در کلاس بر تنبیه تأکید ورزند، بلکه تا آنجا که ممکن است براى اجتناب از مخدوش شدن رابطه معلم و شاگرد، در استفاده از تنبیه خست نشان دهند و در صورت تکرار رفتارهاى نامناسب از جانب دانش آموزان، از تنبیه هاى ملایم مانند محرومیت که بیشتر جنبه نمادین دارد، استفاده کنند.
یکى دیگر از راه هاى برقرارى ارتباط، استفاده از شوخى است، ولى به شرط آنکه این شوخى ملایم، محترمانه و ظریف باشد. بهتر است معلمان، جو کلاس را پر نشاط و شاد سازند، ولى نباید یک یا چند نفر از دانش آموزان کلاس موضوع خنده باشند، بلکه باید با هم خندید نه به هم.
همچنین معلم باید از تبعیض میان دانش آموزان بپرهیزد و با عدالت با آنان رفتار کند. البته معلم نباید تفاوت هاى فردى فراگیران را نادیده بگیرد و همه آن ها را یکسان تحت آموزش و پرورش قرار دهد، بلکه باید تفاوت ها و قابلیت هاى دانش آموزان را بشناسد و مطابق با هر کدام، رفتارى مناسب در پیش گیرد. معلم باید به صورت کلامى یا در عمل، به شاگردان بفهماند که هر یک از آن ها وجودى پر فایده و منحصر به فرد دارند.
معلمان باید براى اثبات علاقه خود به دانش آموزان و به دنبال آن جلب همکارى آنان، راه هایى بیابند تا فراتر از آنچه دانش آموزان انتظار دارند، عمل کنند. براى مثال، در زمان استراحت نیز به گرمى شاگردان را بپذیرند و به پرسش هاى آنان پاسخ دهند و این حس را به آنان منتقل کنند که مزاحم نیستند و معلم از کار کردن و کمک به آن ها لذت مى برد. معلمانى که به هنگام برخورد با دانش آموزان خلق و خوى ثابت و آرامى داشته باشند، بهتر مى توانند ارتباط خود را با دانش آموزان تحکیم بخشند.
دانش آموزان دوست دارند به معلمانى تکیه کنند که با ثبات و قابل پیش بینى هستند. بر عکس، دانش آموزان براى جلب توجه و کمک معلمى که رفتارش غیر قابل پیش بینى است، ناگریز از تغییر خود هستند و همواره فکر آنان درگیر این موضوع است که آموزگار چگونه با آن ها برخورد خواهد کرد.
پى نوشت ها:
1. محمد بن یعقوب کلینى، اصول کافى، ج 1، ص 53.
ى را در شاگردان خویش افزایش دهد.
طرح معلم براى تدریس
«معلم باید درس و بحث خود را قبلاً مطالعه کرده و آن را به صورت مدون در آورد تا از شتاب زدگى، لغزش و واژگونى درک و فهم در امان باشد. در طرح درس تمام زوایاى امر مقدس تدریس مورد بررسى قرار مى گیرد و براى معلم مشخص مى شود که درس خود را به چه شیوه اى مطرح کند و از کجا و چگونه شروع و به کجا ختم کند.
طرح درس باعث مى شود که مخاطبان، مطالب را در کمترین زمان و به بهترین شیوه دریافت کنند و در نتیجه، از سخن معلم خسته نمى شوند و همواره مشتاق و تشنه دریافت علم خواهند بود.»
معلم باید در طرح درس، به این نکته ها توجه کند:
از بیان مطالبى که به درستى به زوایاى آن آگاهى ندارد، خوددارى کند که خداوند در قرآن کریم مى فرماید: (و لا تَقْفُ مَا لَیسَ لَکَ بِهِ عِلْمُ)؛ «آنچه را به آن آگاهى ندارى، پیروى مکن.»
حضرت على (علیه السلام) نیز در این باره مى فرماید: «چیزى را که نمى دانى، مگو، بلکه همه چیزهایى را که مى دانى هم مگو.»
همچنین، استاد نباید بر اساس حب و بغض شخصى، مطالب کسى را رد کند، بلکه حقیقت نگرى و واقع گرایى را سر لوحه کار خویش قرار دهد که مولوى مى گوید:
چون غرض آمد، هنر پوشیده شد
صد حجاب از دل به سوى دیده شد
استفاده از بهترین شیوه تدریس، براى تفهیم دانش آموزان ضرورى است. پس معلم باید از به کار بردن الفاظ با محتوا و قالب یکسان، بیش از یک بار پرهیز کند؛ زیرا مطلب براى مخاطبان روشن شده و تکرار آن خسته کننده است و نکته آخر این که به موضوعى که از آن سخن مى گوید، حتما علاقه و ایمان و بصیرت داشته باشد.
ارتباط معلم با دانش آموزان
اثر بخشى بدون ارتباط، بى معناست. همه معلمان در همان ابتداى کارشان در مى یابند که ابتدایى ترین و در عین حال مهم ترین وظیفه آنان، چگونگى برقرارى ارتباط با شاگردان است. معلمانى که خواهان ایجاد یک رابطه کارآمد با دانش آموزان هستند، نباید در کلاس بر تنبیه تأکید ورزند، بلکه تا آنجا که ممکن است براى اجتناب از مخدوش شدن رابطه معلم و شاگرد، در استفاده از تنبیه خست نشان دهند و در صورت تکرار رفتارهاى نامناسب از جانب دانش آموزان، از تنبیه هاى ملایم مانند محرومیت که بیشتر جنبه نمادین دارد، استفاده کنند.
یکى دیگر از راه هاى برقرارى ارتباط، استفاده از شوخى است، ولى به شرط آنکه این شوخى ملایم، محترمانه و ظریف باشد. بهتر است معلمان، جو کلاس را پر نشاط و شاد سازند، ولى نباید یک یا چند نفر از دانش آموزان کلاس موضوع خنده باشند،
گیزه سود دنیایى